کشمکش دشمنیجویانۀ سنت و نوگرایی در افغانستان و برایندی خشونتآمیز (1919 – 1929) | ||
| مطالعات اوراسیای مرکزی | ||
| دوره 17، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 27-52 اصل مقاله (876.54 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jcep.2024.372554.450201 | ||
| نویسندگان | ||
| روح الله اسلامی* 1؛ واحد الله رحیمی2 | ||
| 1استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران | ||
| 2دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد ، مشهد، ایران | ||
| چکیده | ||
| تحولاتی که در غرب با عنوان نوگرایی در عرصههای مختلف رخ داد، پیامدهایی در دیگر نقاط جهان داشته است. افغانستان نیز به اندازۀ خود از دامنۀ این امواج در دورههای مختلف اثر پذیرفت. ریشهداربودن سنتها در افغانستان و برونزابودن تحولات جدید، رویاروی ارزشهای نوگرایانه با سنتهای دیرپا و ریشهدار در بستر ناهموار فرهنگی جامعۀ افغانستان را در پی داشت. این نوشتار بهدنبال پاسخ این پرسش است که دیالکتیک سنت و نوگرایی در اندیشۀ سیاسی افغانستان در جریان سلطنت امانالله در سالهای 1919 تا 1929 چه نتایجی داشته و چه جریانهایی پیرامون آن شکل گرفته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که اندیشۀ سیاسی نوگرایی در افغانستان بدون ارتباط با سنت، خود را مطرح و اجرایی کرده است و کشمکش فکری در میان طرفداران سنت و نوگرایی انجام نشده است. اصل در میان جریانهای تأثیرگذار بر طرد و حذف بوده است نه گفتوگو و کشمکش فکری سازنده و مؤثر. روش پژوهش در این نوشتار، روش کیفیتاریخی است. اطلاعات مورد نیاز بهصورت کتابخانهای و مطالعۀ اندیشۀ متفکران این دوره گردآوری شده است و با استفاده از روش هرمنوتیک اسکینر یافتهها بررسی شده است. یافتههای این نوشتار نشان میدهد که در این دورۀ کشمکش فکری مؤثر در میان دو جریان روشنفکری و سنتگرا صورت نگرفت. نوگرایان اندیشۀ سیاسی خود را بدون گفتوگو و کشمکش سازنده با سنتگرایان مطرح کردند. نگاه غالب میان این جریانها، نگاهی آشتیناپذیر و دشمنی بود. در نتیجه الگوی بومی شکل نگرفت و جامعۀ افغانستان بهصورت دوپاره باقی ماند، بخش سنتی و بخش نوگرا. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نوگرایی؛ دیالکتیک؛ دشمنی؛ سنت؛ افغانستان | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,228 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 680 |
||