تکثرگرایی علمی ساندرا هاردینگ و ناسازگاریهای آن | ||
| فلسفه | ||
| دوره 19، شماره 2 - شماره پیاپی 37، دی 1400، صفحه 111-132 اصل مقاله (622.63 K) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2021.325710.1006618 | ||
| نویسنده | ||
| زهرا زرگر* | ||
| دانشآموختۀ دکترای فلسفۀ علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس | ||
| چکیده | ||
| سه جریان اصلی در فلسفۀ علم فمینیستی وجود دارد: تجربهگرایی فمینیستی، نظریۀ موقعیتمندی معرفت، و معرفتشناسی پستمدرن. ساندرا هاردینگ فیلسوف علم فمینیست، تلاش میکند نظریۀ موقعیتمندی معرفت را به طریقی تفسیر کند که نسبت به انتقادات پستمدرن ایمن باشد. این گرایش هاردینگ در دیدگاه او دربارۀ تکثرگرایی علمی نیز دیده میشود. از آراء هاردینگ در دفاع از تکثرگرایی علمی میتوان دو استدلال متمایز استخراج کرد: استدلال اول بر مبنای مفهوم «عینیت قوی»، و استدلال دوم در دفاع از «جهانی از علم ها». استدلال مبتنی بر عینیت قوی برگرفته از نظریۀ موقعیتمندی معرفت است که طبق آن منظر گروههای حاشیهای واقعیات جهان را با تحریف کمتری بازنمایی میکنند. از طرف دیگر استدلال به نفع جهانی از علمها متأثر از گرایشهای پستمدرن هاردینگ، و مبتنی بر فرض رابطۀ قوامبخشی متقابل جامعه و علم است. اگرچه هاردینگ هر دو استدلال را به نفع تکثرگرایی علمی به کار میبرد، اما این دو استدلال به دو نوع متفاوت از تکثرگرایی علمی منتهی میشوند. این دوگانگی محصول تعارضهای موجود میان نظریۀ موقعیتمندی معرفت و معرفتشناسی پستمدرن است. در مقالۀ زیر مواضع تناقضآمیز تکثرگرایی علمی هاردینگ دربارۀ دو مسئلۀ «واقعگرایی و ناواقعگرایی علمی»، و الگوی «تعاملات اجتماعی در جامعۀ علمی» بررسی میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| فلسفۀ علم فمینیستی؛ تکثرگرایی علمی؛ موقعیتمندی معرفت؛ معرفتشناسی پستمدرن؛ عینیت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,154 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 637 |
||