بازاندیشی و ازخودبیگانگی در تحصیلات دانشگاهی | ||
| مجلۀ مطالعات جامعهشناختی (نامۀ علوم اجتماعی سابق) | ||
| دوره 27، شماره 1، شهریور 1399، صفحه 145-169 اصل مقاله (562.28 K) | ||
| نوع مقاله: علمی وپزوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jsr.2020.78508 | ||
| نویسنده | ||
| محمدرضا کلاهی* | ||
| عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم | ||
| چکیده | ||
| امروزه آموزش دانشگاهی از تربیت متخصص فراتر رفته و به بخشی از پرورش عمومی شهروندان تبدیل شده است. منظور از «پرورش عمومی» در این مقاله عبارت است از ساخته شدن «خود». مفروض نظری مقاله آن است که «خود» حین ابراز خود ساخته میشود؛ یعنی حین مواجهه با جهان بیرون و ایجاد تغییر در آن. این، خودی زمینهمند و بازاندیش است. در مقابل خودی زمینهزدوده وجود دارد که منفک از جامعه و گسسته از زمینه است. از منظر چنین خودی جامعه جمع جبری مجموعۀ افراد است. این، خودِ بیگانهشده است. پرسش آن است که از بین دو موقعیت تحصیلیِ «علوم طبیعی» و «علوم انسانی» در کدام موقعیت امکان بیشتری برای ساخته شدن خود زمینهمند و بازاندیش وجود دارد؟ پژوهش از طریق مصاحبۀ عمقی با دانشجویان انجام شد. دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران به عنوان نمایندۀ فضای علوم انسانی و دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران به عنوان نمایندۀ فضای علوم طبیعی درنظر گرفته شد و از هر دانشکده با 15 دانشجو مصاحبه شد. نتایجِ تحلیل مصاحبهها نشان داد که موقعیت تحصیل در فضای علوم اجتماعی امکان بیشتری برای پرورش خود بازاندیش و زمینهمند فراهم میآورد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| خود؛ ازخودبیگانگی؛ بازاندیشی؛ زمینهمندی؛ پرورش دانشگاهی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 670 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 569 |
||