تناقض بین دو اصل حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت ملی در حقوق بینالملل (مطالعۀ موردی: بحران اوکراین و جدایی کریمه از آن کشور) | ||
| فصلنامه سیاست | ||
| مقاله 7، دوره 49، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 701-724 اصل مقاله (265.48 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpq.2019.219650.1006942 | ||
| نویسندگان | ||
| زانیار عبدالی* 1؛ امیر نیاکوئی2 | ||
| 1کارشناسی ارشد روابط بینالملل دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان | ||
| 2دانشیار علوم سیاسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان | ||
| چکیده | ||
| دو اصل حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت ملی از مهمترین اصول بنیادین حاکم بر نظام جهانی است که از طرق مختلف از جمله منشور سازمان ملل متحد، میثاق حقوق بشر سال 1966سازمان و آرای دیوان بینالمللی دادگستری تصریح شده است. با گذشت زمان و بروز تحولاتی در عرصۀ بینالمللی تعارض میان دو اصل مذکور بیش از پیش آشکار شده است. این موضوع که آیا گروهی از مردم که بهسبب تعلقات زبانی، نژادی یا قومی از بقیۀ ساکنان یک کشور متمایزند، حق جدا شدن از آن کشور را دارند یا نه، موضوعی بحثانگیز در حقوق بینالملل است. مطالعۀ تحولات اوکراین نشان میدهد صدور یکجانبۀ استقلال و پیوستن آن به روسیه در منطقۀ کریمه در تعارض آشکار با حاکمیت ملی اوکراین قرار گرفته است. پرسش مطرحشده در این مقاله این است که تحولات اوکراین و جدایی کریمه از آن از نظر حقوق بینالملل و حقوق داخلی چه جایگاهی دارد؟ در این مقاله با بررسی رویۀ دولتها بهویژه لوایحی که در قضیۀ رأی مشورتی کوزوو در سال 2009 به دیوان بینالمللی تقدیم شد، به تبیین و بررسی جدایی کریمه از اوکراین با توجه به سه رهیافت، ممنوعیت مطلق جدایی یکجانبه، فقدان حکم ممنوعیت جدایی یکجانبه در حقوق بینالملل و دکترین جدایی چارهساز پرداخته و تلاش میشود تعارض میان دو اصل حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت ملی در حقوق بینالملل تحلیل و واکاوی شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بحران اوکراین؛ حق تعیین سرنوشت؛ حق حاکمیت ملی؛ دیوان بینالمللی دادگستری؛ حقوق بینالملل | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,451 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 856 |
||