جستاری پیرامون مسئلۀ قانون در جغرافیا با تأکید بر جغرافیای سیاسی | ||
| پژوهشهای جغرافیای انسانی | ||
| مقاله 14، دوره 50، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 749-771 اصل مقاله (834.8 K) | ||
| نوع مقاله: بنیادی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jhgr.2018.236604.1007489 | ||
| نویسندگان | ||
| محمود واثق* 1؛ مرجان بدیعی ازنداهی1؛ لطفالله نبوی2؛ احد محمدی3 | ||
| 1استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران | ||
| 2استاد گروه فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس | ||
| 3دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| مسئلة قانونمندی در جغرافیا از دیرباز موضوع مجادلات بسیاری بوده و در سطحی گستردهتر در حوزة فلسفة علوم طبیعی و اجتماعی مطرح شده است. در حوزة علوم اجتماعی، همواره دو رویکرد در زمینة قانونمندی این علوم وجود دارد. در برخی مکاتب با اتکا به رویکرد رئالیستی، بر همانندی علوم طبیعی و اجتماعی اصرار شده است، اما مکاتب ایدئالیستی، علوم اجتماعی را متفاوت از علوم طبیعی میدانند و قانونمندی این علوم را انکار میکنند. در علم جغرافیا، مکاتبی مانند محیطگرایی، رفتارگرایی، فضایی و سیستمی، با تکیه بر رویکرد طبیعتگرایی، دانش جغرافیا را دانشی قانونمند میدانند. درحالیکه پیروان مکاتبی از جمله امکانگرایی، استثناگرایی و مکاتب رادیکال (انتقادی و پستمدرن) به این قانونمندی اعتقادی ندارند. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی مسئلة قانون در جغرافیا از منظری متفاوت با توجه به دو رویکرد فوق است. همچنین قانونمندبودن یا نبودن دانش جغرافیا در این مطالعه تحلیل میشود. از دیدگاه ما، از آنجا که جغرافیا جزء علوم اعتباری است نه حقیقی، قانونمندی مبتنی بر فراوانی مصادیق نیست. برخلاف دیدگاه جغرافیدانان طبیعتگرا، حتی اگر یک گزارة جغرافیایی، گزارهای شخصی محسوب شود و میان موضوع و محمول آن رابطة علی باشد، آن گزاره در حکم قانون و قاعدهای کلی خواهد بود که قابلتعمیم به همة مکانها و فضاهاست. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد جغرافیا در زمرة علوم قانونمند است که این مسئله با اتکا به رویکرد رئالیستی و به کمک تحلیلهای منطقی و معرفتشناختی در مطالعة حاضر مشخص شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تحلیلهای معرفتشناختی؛ قانون علمی؛ قوانین حقیقی؛ قوانین اعتباری؛ جغرافیای سیاسی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,743 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,199 |
||