مدیریت زیستگاه تمساح مردابی (Crocodylus palustris) از طریق مدلسازی نیچ در مقیاس منطقهای در راستای برنامهریزی کاربردی حفاظتی | ||
| محیط شناسی | ||
| دوره 51، شماره 1، بهار 1404، صفحه 41-58 اصل مقاله (951.71 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jes.2025.385203.1008549 | ||
| نویسندگان | ||
| ملیحه عرفانی* 1؛ عبدالرسول سلمان ماهینی2 | ||
| 1گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه زابل، زابل، ایران | ||
| 2 گروه محیط زیست، دانشکدة شیلات و محیط زیست، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف: پراکنش گونهها در مقیاس منطقهای تحت تاثیر فاکتورهای کلان قرار دارد. در این میان فاکتورهای اقلیمی از مهمترین این متغیرها است. گونه تمساح مردابی به عنوان گونه سنگ سرطاق و تنها گونه کروکودیل ایران جهت زیست خود نیاز به وجود پهنههای آب شیرین در مناطق کم بارش دارد و تغییرات دمایی محیط لانه بر روی نسبت جنسی نوزادان آن اثرگذار است. از اینرو حیات و بقاء آن در مقیاس منطقهای قبل از هر عامل بومشناختی دیگر، تحت تاثیر شرایط اقلیمی قرار میگیرد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف مدلسازی زیستگاه تمساح مردابی با استفاده از دادههای اقلیمی تاریخی جهت نشان دادن مناطق مطلوب زیستگاهی در مقیاس منطقهای جهت مدیریت زیستگاه این گونه انجام شد. روش پژوهش: مدلسازی مطلوبیت زیستگاه با روش حداکثر بینظمی (MaxEnt) و دادههای زیستاقلیم استخراج شده از بانک داده مدل KGClim_V1 انجام شد. غربالگری دادههای زیستاقلیمی بر اساس میزان همبستگی آنها و میزان تنوع هر داده با بررسی SD انتخاب شد که در نهایت از بین دوازده داده زیست اقلیمی، هفت داده انتخاب گردید. با استفاده از دادههای حضور گونه به عنوان متغیر وابسته و متغیرهای زیستاقلیمی به عنوان متغیر مستقل، مدل مکسنت با 15 بار تکرار اجرا شد تا بر اساس میانگین تکرارهای انجام شده، مناطق بالقوه مطلوب برای گونه در مقیاس منطقهای مکانیابی گردد. یافتهها: نتایج مدلسازی نشان داد اکثر مناطق با احتمال مطلوبیت بالا، در اطراف نقاط مشاهده جانور قرار دارند. این مشاهده با بالا بودن مقدار gain و بالتبع مقدار بالای AUC (938/0) تایید میگردد. موثرترین متغیرهای اقلیمی نیز بر اساس آزمون جک نایف PWM، PWMwint و Tavg شناسایی شد. با توجه به منحنیهای پاسخ لگاریتمی گونه به زیست اقلیمهای بارندگی، مناطق مطلوب زیستگاهی در مناطق کم بارش پیشبینی شد. نتیجهگیری: نتایج پژوهش ضرورت مدیریت یکپارچه آبخیز، به خصوص در بالادست را برای حیات این گونه در پایین دست نشان میدهد. به عنوان پیشنهاد پژوهشی برای مطالعات آینده نیز مدلسازیهای سلسله مراتبی در صورت استفاده از دادهها با مقیاسهای مختلف پیشنهاد میشود، در این حالت، نخست عوامل کلان و سپس عوامل موثر در مقیاس محلی به صورت جداگانه مدلسازی شوند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| توزیع گونهها؛ زیست شناسی حفاظت؛ مدلسازی زیستگاه؛ مدیریت یکپارچه حوزه آبخیز | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 831 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 471 |
||