بررسی و تحلیل کهنالگوی مادر مثالی در اشعار سیمین بهبهانی | ||
| زن در فرهنگ و هنر | ||
| مقاله 1، دوره 17، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-20 اصل مقاله (660.32 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jwica.2023.355210.1893 | ||
| نویسندگان | ||
| قدرت الله علیرضایی1؛ غلامرضا سالمیان* 2؛ فاطمه کلاهچیان3 | ||
| 1دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران | ||
| 2استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران | ||
| 3دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران | ||
| چکیده | ||
| یونگ، روانپزشک سوئیسی، در روانشناسی تحلیلی خود کهنالگوهای بسیاری را مطرح کرده است که میتوانند معیارها و ملاکهای مفیدی در سنجش، بررسی و تحلیل آثار ادبی در نقد روانشناختی باشند. تمرکز یونگ بر روی کهنالگوها بوده است. یکی از مهمترین و حیاتیترین این کهنالگوها، کهنالگوی «مادر مثالی» است که تصویری ذهنی و جهانشمول در شخصیت و فردیّت بشر است و به دو صورت مثبت و منفی جلوه میکند. سیمین بهبهانی از جمله شاعران معاصر ادبیات فارسی است که نمودهای مادر مثالی در اشعار او بازتاب داشتهاست. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی-توصیفی و مبتنی بر جزئیات مد نظر یونگ انجام گرفته است، به دنبال کشف نمودهای کهنالگویی مادر مثالی در مفاهیم و سازههای شعری سیمین بهبهانی و شناسایی نمودهای مثبت و منفی آن با نگرش نقد اسطورهای-روانشناختی است. نتایج پژوهش نشان از بازتاب 60 درصدی نمود مثبت و 40 درصدی نمود منفی مادر مثالی در شعر سیمین بهبهانی دارد؛ بهگونهای که در شکل مثبت به ترتیب بسامد، همذاتپنداری با گیاهان، مادر زمینی، زایش و پرورش، شوق و شفقت، فصل بهار، آفتاب و وطن بیشترین نمود را دارند و در بعد منفی بیشترین بسامد مربوط به فصلهای منفی (تابستان، پاییز و زمستان)، مرگاندیشی، شب، مرداب، زمین سترون و شهر است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| شعر معاصر؛ سیمین بهبهانی؛ یونگ؛ کهنالگو؛ مادرمثالی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 595 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 605 |
||