سوژه و نسبت آن با منابع اقتدار در اندیشههای بازرگان و شریعتی | ||
| نظریههای اجتماعی متفکران مسلمان | ||
| دوره 14، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 42-58 اصل مقاله (578.54 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jstmt.2024.370237.1683 | ||
| نویسندگان | ||
| پیمان زنگنه1؛ سید حسین اطهری* 2؛ رضا نصیری حامد3؛ روح الله اسلامی4 | ||
| 1دانشجوی دکتری علوم سیاسی (گرایش اندیشههای سیاسی )، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران. | ||
| 2دانشیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران. | ||
| 3استادیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران. | ||
| 4استادیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران. | ||
| چکیده | ||
| ترسیم نسبت دین با مدرنیته در دنیای در حال تحول ناشی از امواج توفنده مدرن که با سرعت بالایی همه ارزشها و باورهای دینی را در مینوردد، از جمله وظایف نواندیشان دینی است. این جریان همواره درصدد بوده تا با بازخوانیگزارههای دینی متناسب با شرایط در حال تحول ناشی از امر مدرن، خوانشی روزآمد از دین ارائه دهد. «مهدی بازرگان» و «علی شریعتی» دو تن از نواندیشان ایرانیاند که تلاش نمودهاند جایگاه سوژه دینی در دوران جدید را بر اساس بازتفسیری از مبانی سنتی در تعامل با دوران جدید مشخص سازند. این نوشتار با بهرهگیری از دو روایت اقتدارگرا و دیالوگمحور از نسبت سوژه و اقتدار بهعنوان چهارچوب نظری و روش تحلیل محتوایکیفی، آرای بازرگان و شریعتی را مورد بررسی و کنکاش قرار داده است. یافتههای این پژوهش حاکی از آن استکه شیوه هر یک از این دو تفاوتهایی با مشی دیگری داشته است؛ بازرگان با دغدغهمندی درخصوص ارائه تعریفی از مبانی سنتی دینیکه در سازگاری با دنیای متجدد باشد، تلاش نمود تا مجال بیشتری برای سوژه فراهم کند. در مقابل شریعتی با تأکید بر خوانشی ایدئولوژیک از تشیّع برآن بود تا سوژه را از سیطره اقتدار سنتی خارج نموده و انسانیتِ وی را حتی در عین وفاداری به آموزههای سنتی مورد تأکید قرار دهد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اقتدار؛ امت و امامت؛ ایدئولوژی؛ سوژه؛ نواندیشی دینی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 807 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 476 |
||