کاربرد پیرنگ و شخصیت پردازی در دو رمان مرشد و مارگاریتا از بولگاکوف و کافکا در کرانه اثر موراکامی | ||
| پژوهش ادبیات معاصر جهان | ||
| دوره 28، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 615-641 اصل مقاله (779.82 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jor.2022.346895.2335 | ||
| نویسندگان | ||
| حسین شیخی* 1؛ ساچلی امامی علی بنه سی2 | ||
| 1گروه زبان و ادبیات روسی و اسلاوی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی،تهران، ایران | ||
| 2گروه زبان و ادبیات روسی، دانشکدۀ زبانهای خارجی دانشگاه تهران دانشگاه تهران، تهران،ایران | ||
| چکیده | ||
| بولگاکوف نویسنده روس «مرشد و مارگاریتا» را در سبک ادبی رﺋﺎﻟﻴﺴﻢ جادویی ﻧﮕﺎﺷﺘﻪ است که از لحاظ فرم اثر، ترکیب بندی و شیوۀ روایت، ساختاری مدرن دارد. از سوی دیگر، در حال حاضر موراکامی از مطرح ترین نویسندگان جهان است و «کافکا در کرانه» را در سبک سوررئالیسم نگاشته است. سؤال اصلی پژوهش این است که دو رمان مرشد و مارگاریتا و کافکا در کرانه، ﭼﮕﻮﻧﻪ و ﺗﺎ ﭼﻪ ﻣﻴﺰان ﺑﺎ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﭘﺮاپ از رواﻳﺖ ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ دارند و اصلی ترین شخصیت ها برای تولید معنا در این دو اثر کدامند و به چه صورت با یکدیگر مطابقت دارند؟ نگارندگان مقاله، ضمن رجوع به آن دسته از منابعِ علمی-پژوهشی که دربارۀ این آثار نگاشته شده است، از روش سندی، کتابخانه ای و فیشبرداری از کتاب های دو نویسنده به همراه بررسی تحلیلی-توصیفی محتوای آثارشان نیز استفاده کرده اند. نگارندگان مقاله به این نتیجه رسیدند که هر دو اثر از چهارچوپ نظریۀ ریخت شناسی پراپ پیروی می کنند و بر یک ابرساختار پایه ریزی شده اند؛ همچنین در هر دو اثر به منظور نمایش سرنوشت انسان، نویسندگان با خلق شخصیت های پویا در کنار شخصیت های ایستا و به کارگیری موجودات فرازمینی در کنار انسان هایی با ویژگی های زمینی برای توصیف جامعۀ دوران خود به تولید معنا پرداخته اند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مرشد و مارگاریتا؛ کافکا در کرانه؛ روایت؛ پیرنگ؛ شخصیت&rlm؛ پردازی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 920 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 689 |
||