پدیدارشناسی خودکشی زنان در منطقۀ دیشموک | ||
| زن در توسعه و سیاست | ||
| دوره 21، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 867-894 اصل مقاله (658.71 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jwdp.2023.350732.1008274 | ||
| نویسندگان | ||
| عاطفه رحمانی* 1؛ محسن بدره2؛ زهرا میرحسینی2 | ||
| 1دانشجوی دکتری مطالعات زنان، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران. | ||
| 2استادیار گروه مطالعات زنان و خانواده، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصاد، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| خودکشی یکی از دیربازترین پدیدارهای جوامع انسانی است و از آنجا که طبعاً باید در چارچوب روانشناسی اجتماعی هر جامعه و جماعتهای فرعیتر خود مطالعه و فهم شود، تاکنون بخش مهمی از مطالعات اجتماعی خودکشی، متمرکز بر خودکشی در مناطق عشایری و روستایی بوده است. چندسالی است آمار قابلتوجه خودکشی و بهویژه خودسوزی زنان در منطقۀ دیشموک استان کهگیلویه و بویراحمد، بازتاب رسانهای گستردهای یافته است. این پژوهش در پی آن بود تا بهوسیلۀ روش کیفی پدیدارشناسی به شیوۀ گئورگی و با ابزار مصاحبۀ نیمهساختیافته، خودکشی در این منطقۀ روستایی-عشایری را مطالعه و بررسی کند. نمونۀ پژوهش، هدفمند و متشکل از افرادی است که خودکشی ناموفق داشتهاند و یا یکی از نزدیکانشان خودکشی منجر به مرگ داشته است. محققان در فهم ادراکات مصاحبهشوندگان از علل و زمینههای اقدام به خودکشی در این منطقه به پنج مقولۀ اصلی: 1) عدم آگاهی و مهارت مدیریت زندگی؛ 2) عدم رضایت از زندگی خصوصی؛ 3) رسیدن به احساس بنبست و گیرکردن در زندگی اجتماعی؛ 5) زمینههای شخصیتی و سطحی بودن برخی باورهای دینی؛ رسیدهاند که هرکدام جداگانه در بخش یافتهها به مفاهیم جزئیتر تفکیک و به نقلقولهایی از مصاحبهشوندگان مستند شدهاند. سرانجام، این مقولهها با بخشی از ادبیات نظری خودکشی مقایسه شده و نویسندگان پیشنهادهایی برای پیشگیری از خودکشی ارائه دادهاند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| خودکشی زنان؛ خودسوزی زنان؛ دیشموک؛ زنان روستایی؛ زنان عشایری | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,220 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 837 |
||