تبیین نظریه نمادین پل تیلیخ و واکاوی کارایی آن در ساحت قرآن | ||
| مجله علمی " فلسفه دین " | ||
| دوره 20، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 203-216 اصل مقاله (712.21 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpht.2023.357852.1005961 | ||
| نویسندگان | ||
| سید محمد موسوی مقدم* ؛ سید اسحق حسینی کوهساری؛ حسین صدیقی | ||
| گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران | ||
| چکیده | ||
| یکی از مسائل مهمّ امروزی فلسفه دین که با دانشهای زبانشناسی، کلام و تفسیر گره خورده است، مسئلهی «زبان دین» یا «زبان دینی» است. در عصر حاضر متفکران غربی نوعاً با طرح نظریههایی چون نمادانگاری، کارکردگرایی، تمثیلانگاری، و اسطورهپنداری زبان دینی را غیر شناختاری و فاقد بار معرفتی دانستهاند. در این میان، پل تیلیخ (1886 ـ 1965)، متکلم مسیحی آلمانیـ امریکایی، زبان دین را نمادین میداند. از نگاه وی، دین همان شناخت امر متعالی و پیوند قلبی با اوست و چون امر متعالی نامحدود و دستنایافتنی است گزارههای دینی نمیتوانند با زبان عادی از آن سخن بگویند و ناچار زبان دین زبان نمادین خواهد بود. در مقالۀ حاضر، پس از تبیین و تحلیل دقیق نظریۀ نمادین پل تیلیخ، از چالشهای فراوان این نظریه سخن گفته شده است؛ ابهام مفهومی، ابهام در نتایج، تناقض میان نظریه و عملکرد صاحب آن، خلط میان نماد و زبان نمادین، خلط مفهوم و مصداق وجود الهی، و بهویژه غیر معرفتبخش بودن گزارههای دینی از جملۀ این چالشهاست. افزون بر این، تفاوتها به لحاظ بستر، آموزهها، چالشها، و راهکارها میان فضای «کتاب مقدس» و «الهیات مسیحی» از یک سو و «قرآن» و «الهیات اسلامی» از سوی دیگر چنان عمیق و اساسی است که به فرض کارآمدی نظریۀ تیلیخ در الهیات مسیحی نمیتواند در ساحت قرآن کارایی داشته باشد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| پل تیلیخ؛ زبان نمادین؛ نمادهای دینی؛ زبان قرآن | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 508 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 451 |
||