غذا بهمثابه متن فرهنگی مردمنگاری فرهنگ بومی خوراک در شهرستان بابل | ||
| پژوهشهای انسانشناسی ایران | ||
| دوره 12، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 85-101 اصل مقاله (1.07 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijar.2023.355631.459803 | ||
| نویسنده | ||
| حسین میرزائی* | ||
| استادیار گروه آموزشی مطالعات فرهنگی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| یکی از اساسیترین نیازهای اولیه انسان، تغذیه اسـت، نیـازی که همیشگی است و انسان برای تامین آن باید کوششی دائمی داشته باشد.خوراک میدانی معناساز بـرای تعاملات انسانی است، یعنی چیزی بیش از وسیلهای برای بقاء. در این پژوهش، فرهنگ محلی خوراک در شهرستان بابل به عنوان متنی فرهنگی مطالعه شده است. این منطقه که دارای زمینهای حاصلخیز، مراتع بارور و تنوع محصولات زراعی و دامی است، از دیرباز، شاهدگوناگونی و تکثر در مواد خوراکی بوده است. مردمان محلی بابل با انطباق خود با طبیعت و رابطهای خردورزانه با زیستبوم، خلاقانه توانستهاند از مواد خام روئیدنی و دامی، محصولات خوراکی متنوع تولید کنند. بابلیها با تقسیمبندی خوراک به سرد، گرم و متعادل، غذا را در ارتباط با سلامت -بیماری و مراحلی از چرخۀ زندگی ارزیابی میکنند. بخش مهمی از هویت فرهنگی بابلیها و پیوندهای اجتماعی آنان با خوراک بومی گره خورده است. سر سفره کسی نشستن پیامهای دوستی را میفرستد و رد کردن دعوت، میتواند پیوندها را مشکلساز کند. سفره غذا، حدود فرهنگ، میزان رفاه و عدالت اجتماعی طبقههای گوناگون را نمایان میسازد. همچنین گویش بابلی پایههای عمیق مطابقت روانشناسانه میان غذا، تلقی شخصیتی و موقعیت عاطفی را منعکس میکند. دادههای این مقاله از طریق مشاهده حین مشارکت و مصاحبههای عمیق با 23 نفر از زنان و مردان بابلی بدست آمده است. متاسفانه بسیاری از دانشهای بومی خوراک در مناطق سنتی در حال نابودی است و لازم میآید برای حفاظت از این میراث فرهنگی ناملموس قدمهایی جدی برداشته شود. این پژوهش گامی در همین جهت است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بابل؛ خوراک؛ غذا؛ فرهنگ؛ مازندران؛ مردمشناسی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 16,012 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 13,069 |
||