نسبت هنر و جاودانگی در هستی نگری ویتگنشتاین و کاربست آن در معناباختگی انسان معاصر | ||
| نشریه هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی | ||
| دوره 27، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 19-28 اصل مقاله (755.46 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jfava.2022.339558.666875 | ||
| نویسندگان | ||
| سعیده عظیمی ترامبانیان1؛ محمد علی خبری* 2؛ محمد رضا شریف زاده3 | ||
| 1دانشجوی دکتری رشته فلسفه هنر، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. | ||
| 2استادیار گروه پژوهش، هنر جهاد دانشگاهی، تهران، ایران | ||
| 3استاد گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| تصور اینکه زندگی عاری از معنی و مرگ پایان همه چیز باشد، موجب میشود هستی دیگر در نظر انسان، چندان زیبا و ارزشمند جلوه نکند. ویرانگری زمان, دشواری های زندگی و هراس از مرگ از جمله عواملی است که باعث ایجاد حس سرخوردگی و رواج اندیشههای معناباخته در دنیای امروز شد. در مقابل عدهای از متفکرین با تاکید بر معناداری و جاودانگی زندگی, درصدد یافتن راه حلی ملموس برای دردهای وجودی آدمی و معنا بخشیدن به هستی او می باشند. در این راستا, نظریات ویتگنشتاین متقدم و شیوه جهان نگری او از منظر جاودانگی مورد تامل واقع شد. با نگاهی به دغدغه های عمیق اگزیستانسی و بررسی پویشهای اندیشهای وی، نقش «زیبایی شناسی» و «اخلاق» در مساوقت با یکدیگر, بهعنوان بنیادیترین مؤلفههای معنابخش به زندگی, در ساختار فلسفی او انکار ناشدنی است. چنانکه در غالب فرازهای اندیشهای او می توان ردپایی از این دو عامل را با محوریت «نگاه ازلیِ سوژه متافیزیکی» در بنیان نهادن زندگی معنادار و غایتمند مشاهده نمود. مبتنی بر این نظرگاه هنر به عنوان والاترین شیوه نمایاندن ارزش های حقیقی زندگی و راه حلی برای عبور از دشواری های آن مورد توجه قرار می گیرد. زندگی که در نگاه ویتگنشتاین امتدادی ابدی می یابد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| جاودانگی؛ زیباییشناسی؛ معناباختگی؛ هنر؛ سوژه متافیزیکی؛ ویتگنشتاین متقدم | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 798 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 960 |
||