تولّد دوباره در قصّههای «اصحاب کهف»، «یونس» و «دیدار خضر و موسی» در کشف الأسرار، با تکیه بر مکتب ادبی سمبولیسم | ||
| پژوهشنامه نقد ادبی و بلاغت | ||
| دوره 11، شماره 1 - شماره پیاپی 25، بهار 1401، صفحه 1-19 اصل مقاله (553.59 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jlcr.2022.322617.1655 | ||
| نویسنده | ||
| صابر امامی* | ||
| دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه هنر | ||
| چکیده | ||
| در این مقاله با تعریف مکتب سمبولیسم، سمبولیسم فرارونده که در آن تصاویر عینی، نمادهایی از اندیشهها و احساسهای آرمانی و جهانشناختی است و دنیای معنا و مادّه را به هم میپیوندد، کاویده شده است. آنگاه مفاهیم استقلال متن، توجّه به مخاطب و خودارجاعی که از ویژگیهای اساسی مکتب سمبولیسم است، در قرآن و مکتب سمبولیسم بیان میشود. نویسنده با پژوهش و بازخوانی مفهوم تولّد دوباره، بهعنوان پایان مرحلهای از حیات و آغاز مرحلهای دیگر (به تعبیری مردن در انتهای یک مرحله و سر برآوردن از ابتدای مرحلۀ دیگر، پایان و آغاز سلسهوار حیات در شکلهای متفاوت، دستشستن از مرحلۀ نازل هستی و دستیابی به مرحلۀ عالی آن) در سه قصّۀ «اصحاب کهف»، «یونس» و «دیدار موسی و خضر» از متن کشف الأسرار میبدی، تلاش کرده است به این پرسش پاسخ بدهد که این قصّهها چگونه درصدد بیان معنای تولّد دوباره هستند؟ نویسنده با اتّکا به روش توصیفی- تحلیلی، بیآنکه قصد مقایسۀ کلام خداوند با آثار هنری کلامی بشری داشته باشد، کوشیده است با بررسی نمادهای موجود در این سه قصّه (همچون غار، آب ، ماهی، نهنگ و ...) و عددهایی مانند سه، چهار، هفت و نه، و نیز ساختمان نمایشی سه قصّه، پنجرههای تازهای به معناهای موجود در قصّههای اصحاب کهف، یونس، و خضر و موسی بگشاید. اینگونه معنای تولّد دوباره در ماجرای زندهشدن یاران کهف بعد از 309 سال و زنده بیرونآمدن یونس از شکم ماهی، و دیدار خضر و موسی در التقای آب و خاک، از منظر سمبولیسم فرارونده باز یابی شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| : سمبولیسم؛ سمبولیسم فرارونده؛ سمبُل (نماد)؛ ایدهنگاری؛ اصحاب کهف؛ یونس؛ موسی و خضر | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 514 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 494 |
||