نسبت دستورزبان و منطق در نظر ابونصر فارابی | ||
| فلسفه | ||
| دوره 20، شماره 2 - شماره پیاپی 39، بهمن 1401، صفحه 135-158 اصل مقاله (747.45 K) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2022.347592.1006736 | ||
| نویسنده | ||
| فاطمه شهیدی* | ||
| استادیار گروه مطالعات ابن سینا، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| فارابی در مباحث زبانشناسانۀ رایج در محافل علمی جامعۀ اسلامی با لحاظ کردن مسائل فلسفی-زبانشناختی پیشین منظر جدیدی اتخاذ کرد و برای مسائل پدید آمده پاسخهایی فلسفی یافت. منازعۀ میان منطق و دستورزبان عربی پیشتر و در پی ترجمۀ آثار منطقی و فلسفی یونانیان در جامعۀ اسلامی درگرفته بود. فارابی در این نزاع موضع سومی برگزید که احتمالا آن را با تأمل در مباحث زبانشناسانۀ دوران باستان و قرون وسطای متقدم پیش از دورۀ اسلامی بهویژه وارو و پریسکیانوس اتخاذ کرده بود. او به وجود گونهای علم اللسان مشترک میان همه امتها نظر داد که به دلیل این اشتراک، همسنخ منطق و چه بسا جزئی از آن بهشمار میرود. بدین ترتیب منطق و دستورزبان دارای جزء مشترکی شدند که برای همۀ زبانها مشترک است. قوانین این گونه از علم اللسان که بیش از همه در قواعد صرف و اشتقاق نمایانده میشود دال بر روابط معانی و مقولاتی است که خود برگرفته از موجودات عالم هستی هستند و از همینرو میتوانند دستورزبانی جهانشمول را رقم بزنند. بدینترتیب میتوان فارابی را در قول به وحدت وجوه هستی، وجوه معانی و وجوه دلالت و همچنین قول به دستورزبان جهانشمول مقدم بر وجوهیان دانست؛ مشربی زبان شناختی در قرون وسطای متأخر که بیش از همه در تاریخ اندیشه متأثر از پریسکیانوس هستند و تفکرشان تا دوران معاصر ادامه داشته است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| منطق؛ دستور زبان؛ مناظرۀ متّی و سیرافی؛ الفاظ مثال اول و مشتق؛ مارکوس ترنتیوس وارو؛ پریسکیانوس؛ دستورزبان جهانشمول؛ وجوهیان | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,103 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 717 |
||