
تعداد نشریات | 162 |
تعداد شمارهها | 6,692 |
تعداد مقالات | 72,232 |
تعداد مشاهده مقاله | 129,199,577 |
تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 102,029,401 |
مطالعۀ تطبیقی اسطورهشناختی و روانشناختی «زن» در نمایشنامههای «دوشیزه جولیا» اثر استریندبرگ و «در مه بخوان» اثر اکبر رادی با تکیه بر نظریات شینودا بولن | ||
زن در فرهنگ و هنر | ||
دوره 14، شماره 2، تیر 1401، صفحه 223-240 اصل مقاله (642.4 K) | ||
نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jwica.2022.335440.1729 | ||
نویسندگان | ||
امین مختاری* 1؛ مجید سرسنگی2 | ||
1دانشآموختهی کارشناسی ارشد رشتهی ادبیات نمایشی گروه آموزشی هنرهای نمایشی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران | ||
2دانشیار گروه آموزشی هنرهای نمایشی دانشکدگان هنرهای زیبای دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
چکیده | ||
«کهنالگوها» از عناصر مهم روانشناختی بوده و در جریان نقد ادبی معاصر، «نقد کهنالگویی» همواره بهعنوان یکی از گونههای مهم نقد ادبی موردتوجه بوده است. بحث کهنالگوها برپایۀ اندیشۀ کارل گوستاو یونگ، نظریهپرداز حوزۀ علوم روانشناختی، تکوین یافته است. در این نظریه، عناصر ساختاری اسطوره، که در روان ناخودآگاه جمعی حضور دارند، مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد. از منظر یونگ، نوعی تجربۀ همگانی در این عناصر وجود دارد که در شکلهای متفاوت و در همۀ نسلها تکرار میشود. شینودا بولن، روانشناس و نظریهپرداز معاصر، نیز با تکمیل نظریات یونگ و تشریح دقیق نمود آن در افراد و زندگی روزمره، به شناخت هرچه بیشتر کهنالگوها کمک شایانی کرده است. در این پژوهش با استفاده از معیارهای اسطورهشناختی و روانشناسی در نظریات شینودا بولن، دو شخصیت نمایشی مشهور «زن»، یعنی «جولیا» از نمایشنامۀ دوشیزه جولیا اثر آگوست استریندبرگ و «انسیه» از نمایشنامۀ در مه بخوان اثر اکبر رادی دستمایۀ مطالعهای تطبیقی قرار گرفتهاند. این دو شخصیت علیرغم اینکه در دو زمان و قلمرو جغرافیایی و فرهنگی متفاوت خلق شدهاند، از منظر دیدگاههای شینودا بولن دارای مشابهتهای قابلتوجهی هستند. این مطالعه همچنین نشانگر این حقیقت است که استناد به عناصر اسطورهشناختی و روانشناختی در خلق شخصیتهای نمایشی میتواند به تولید الگویی مشابه در فرایند این آفرینش منجر شود؛ الگویی که مرزهای زمانی و مکانی را درنوردیده و بیش از هر عنصر دیگر بر کهنالگوهای بشر تکیه میکند. الگوهایی که میتواند در تعیین مسیر زندگی و تصمیمات شخصیتها نقشی جدی ایفا کند. | ||
کلیدواژهها | ||
کهنالگو؛ جین شینودا بولن؛ شخصیت زن؛ نمایشنامه؛ اکبر رادی؛ آگوست استریندبرگ | ||
مراجع | ||
استریندبرگ، آگوست (1380). دوشیزه جولیا، ترجمۀ اصغر رستگار، اصفهان: توکا.
اسمعلیپور، مریم؛ هاشمی، سید عیسی و طوماری، شاهدخت (1395). «تیپ شخصـیتی هـدایت از منظر تیپشناسی بولن»، پـژوهشهـای نقـد ادبـی و سـبک شناسـی، ش 3 (پـی در پـی 24): 33-61.
امامی، نصرالله (۱۳۷۸). مبانی و روشهای نقد ادبی، چاپ دوم، تهران: جامی.
انوری، حسن )۱۳۸۲(. فرهنگ بزرگ سخن. جلد اول، چاپ دوم، تهران: سخن.
بولن، جین شینودا (1384). نمادهای اسطورهای و روانشناسی زنان، ترجمۀ آذر یوسفی، تهران: روشنگران و مطالعات زنان.
بولن، جین شینودا (۱۳۹۵). ما همه یک معجزهایم، ترجمۀ ناهید سپهرپور، تهران: بنیاد فرهنگ زندگی.
حسینی، مریم (1390). «نقد کهنالگویی الهینامۀ عطار»، کاوشنامۀ زبان و ادبیات فارسی، (23) 12: ۹-۳۵.
رادی، اکبر (1393). در مه بخوان، تهران: قطره.
شاهرودی، فاطمه (۱۳۹۷). «نقد روانشناختی فیلم دعوت از دیدگاه جین شینودا بولن»، زن در فرهنگ و زندگی، (2) 10: ۱۷۷-۱۹۶.
شاهرودی، فاطمه (۱۳۹۸). «تحلیل کهنالگویی فیلم روبان قرمز (1377) از دیدگاه جین شینودا بولن با محور قرار دادن شخصیت زن فیلم»، زن در فرهنگ و هنر (3) 11: ۳۴۵-۳۶۸.
شمیسا، سیروس (۱۳۷۱). داستان یک روح، تهران: فردوس.
شمیسا، سیروس (1388). نقد ادبی، چاپ سوم، تهران: میترا.
صحتمنش، رضا؛ فاریابی، یوسف و برسم، معصومه (۱۳۹۷). «بررسی کهنالگوها در حوزۀ تمدنی هلیلرود بر پایۀ نظریۀ یونگ»، تاریخ اسلام و ایران دانشگاه الزهرا، (37) 27: ۸۳-۱۰۴.
طاهری، محمد و آقاجانی، حمید (1392). «تبیین کهنالگوی سفر قهرمان براساس آرای یونگ و کمبل در هفتخوان رستم»، ادبیات عرفانی و اسطورهشناختی، (32) 9: ۱۶۹-۱۹۷.
فوردهام، فریدا (۱۳۹۷). مقدمهای بر روانشناسی یونگ، ترجمۀ میربهاء، چاپ سوم، تهران: جامی.
قشقایی، سعید و رضایی، محمدهادی (1388). «تحلیل روانکاوانۀ شخصـیت گردآفریـد»، ادبیـات عرفانی و اسطورهشناختی، (14) 5: 99-128.
کمبل، جوزف (1392). قهرمان هزارچهره، ترجمۀ شادی خسرو پناه، چاپ پنجم، مشهد: گل آفتاب.
ووگلر، کریستوفر (1391). سفر نویسنده، ترجمۀ محمد گذرآبادی، چاپ دوم، تهران: مینوی خرد.
هوف، گراهام (۱۳۶۵). گفتاری دربارۀ نقد، ترجمۀ نسرین پروینی، تهران: امیرکبیر.
هال، کالوین اس و نوردبی، ورنون جی (۱۳۹۳). مقدمات روانشناسی یونگ، ترجمۀ شهریار شهیدی، تهران: جیحون.
یونگ، کارل گوستاو (۱۳۵۲). انسان و سمبلهایش، ترجمۀ ابوطالب صارمی، تهران: امیرکبیر.
یونگ، کارل گوستاو (۱۳۶۸). چهار صورت مثالی، ترجمۀ پروین فرامرزی، مشهد: آستان قدس رضوی.
یونگ، کارل گوستاو )۱۳۸۲(. الف، تحلیل رؤیا، ترجمۀ رضا رضایی، چاپ دوم، تهران: افکار.
یونگ، کارل گوستاو و هندرس، ژوزف (۱۳۸۹). انسان و اسطورههایش، ترجمۀ حسن اکبریان طبری، چاپ سوم، تهران: دایره.
Allner, Irmin (1993). A Jungian interpretationof Goeeth, s Faust with special Emphasis on the individuation process, Syracuse University. Bolen, jean shinoda (2001). Goddesses in Older Women: Archetypes in Women over Fifty, First Published, Harper Collins Publishers Inc. Combs, Steven C. (2005). The Dao of Rhetoric, State University of New York. Jung, G. C. (1981). Collected Works of C.G. Jung, Archetypes and the Collective Unconscious, Princeton University Press. Russel, F. (2000). Northrop fry on myth, Routledge. Samuels, Andrew (1986). Acritical Dictionary of Jungian Analysis, Routledge and Kegan Paul. | ||
آمار تعداد مشاهده مقاله: 383 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 413 |