هویت ملی روسیه در دوران پساشوروی؛ تغییر یا تداوم هویتی | ||
| مطالعات اوراسیای مرکزی | ||
| دوره 14، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 175-200 اصل مقاله (480.8 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jcep.2022.331352.450032 | ||
| نویسندگان | ||
| علیرضا سلطانی* 1؛ زهره خانمحمدی2 | ||
| 1استادیار، گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی | ||
| 2دانشجوی دکتری، گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی | ||
| چکیده | ||
| فدراسیون روسیه با فروپاشی اتحاد شوروی شکل گرفت، اما دولتی قدیمی محسوب میشود که برخلاف تغییر مکرر نامش، از دیدگاه هویتی توانسته است در سه دورۀ اصلی تاریخ، تزارها، شوروی و پساشوری (روسیۀ مدرن) ویژگیهای اصلی هویتی خود را حفظ کند. به بیانی، ورود روسیه از دورهای به دورۀ دیگر که نخست با انقلاب 1917 و سپس با فروپاشی همراه بود، سبب شد در ساختار و فرهنگ سیاسی دولت تغییر ایجاد شود، اما شاخصهای اصلی هویت روسی دچار تغییر نشده است؛ زیرا تعریف هویت روسی بر اساس شاخص ملی (اقتدارطلبی) و بینالمللی (قدرت بزرگ) از عصر تزارها تا استالین و پوتین در عصر مدرن تداوم دارد. نمادهای عینی این شاخصها در دورۀ پساشوروی آشکار است که از نظر بیشتر نویسندگان، روسیه در اوج سرگشتگی هویتی و در تلاش برای یافتن هویتی مستقل بهسر میبرد. با توجه به آنچه گفتیم، این پرسش مطرح میشود که چگونه فروپاشی اتحاد شوروی بر ادراک رهبران و مردم روسیه در مورد هویت ملی اثر گذاشت؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که فروپاشی اتحاد شوروی مرزها و وابستگیهای شوروی را دچار تغییر و فروپاشی کرد، اما ادراک مردم و رهبران از مفهوم هویت ملی بر اساس اقتدارطلبی و قدرت بزرگ از دورههای پیشین تداوم یافته و دچار تغییر نشده است. در این نوشتار تبیین و تحلیل موضوع را با استفاده از رویکرد تفسیری روش تاریخی- تطبیقی و آزمون فرضیه را در چارچوب نظریۀ سازهانگاری با تأکید بر مؤلفۀ هویت انجام میدهیم. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اقتدارگرایی؛ پساشوروی؛ روسیه؛ سازهانگاری؛ قدرت بزرگ؛ هویت ملی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,569 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 988 |
||