تبیین نظریه اشارات نسبی در رمان سرزمین خوشحالی اثر رابرت الن جیمیسون | ||
| پژوهش ادبیات معاصر جهان | ||
| دوره 27، شماره 1، مرداد 1401، صفحه 460-479 اصل مقاله (1008.58 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jor.2019.282817.1860 | ||
| نویسندگان | ||
| سید محمد مرندی1؛ پریسا فتحعلی* 2 | ||
| 1استاد زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدة زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2دانشجوی دکتری زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدة زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| جریان ادبیات معاصر کمابیش از وصف اضطراب و تشویش در زندگی امروزی به سوی شناخت دوباره و رویارویی با آن در حرکت است. نوشتار حاضر نشان میدهد که جیمیسون در کولاژ داستانی سرزمین خوشحالی چنین هدفی را منظور کرده؛ لذا اختلاط سبکی و بینظمی روایی رمان وی صرفاً انعکاسی آشنا از ناآرامیهای فردی، اجتماعی، تاریخی و سیاسی نیست، بلکه همزمان ترسیم الگویی برای زیستن علیرغم «فقدان» حاصل از این کشمکشها است. روایت رمان که با تنیدن مسائل دنیوی و معنوی و همچنین شخصی و همگانی در قالبهای نوشتاری متعدد شکل گرفته، سرانجام با دعوت دیگران به کنکاش خلاقانه در هزارتوی داستانها معنا پیدا میکند. اینکه در سرزمین خوشحالی مشخصههای ادبی همراه با درگیریهای فردی و اجتماعی مطرح میگردد، اما پیش از ترسیم مضمون واگذار میشوند، نظریه «اشارات نسبی» فلیکس گتاری را القا میکند. بنابراین، تحلیل روایات رمان نشان میدهد جیمیسون مواجهه با «فقدان» را در «کثرت» قصههای ناتمام و همچنین تجلی «رهایی» را در نگاشتن، تشریح و جمعآوری آنها ممکن میپندارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ادبیات اسکاتلند؛ فلیکس گتاری؛ شکل گیری روایت؛ فقدان؛ کثرت؛ رهایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 815 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 618 |
||