مبانی حقوقی الزام گروههای مسلح سازمانیافته به رعایت و اجرای حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانۀ داخلی | ||
| فصلنامه مطالعات حقوق عمومی دانشگاه تهران | ||
| دوره 51، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 1115-1138 اصل مقاله (651.06 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jplsq.2019.275520.1920 | ||
| نویسندگان | ||
| سید هادی محمودی1؛ ایمان منتظری* 2 | ||
| 1استادیار، گروه حقوق بینالملل، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | ||
| 2کارشناس ارشد حقوق بینالملل، گروه حقوق بینالملل، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| درحالیکه امروزه بهصورت گسترده پذیرفته شده است که گروههای مسلح سازمانیافته ملزم به رعایت و اجرای حقوق بشردوستانهاند، با این حال با توجه به ماهیت دولتمحور حقوق بینالملل و همچنین عدم صلاحیت گروههای مسلح سازمانیافته به تصویب و الحاق به اسناد بینالمللی، چگونگی و بهعبارت دیگر مبنای حقوقی الزام گروههای مسلح سازمانیافته به رعایت و اجرای حقوق بشردوستانه مبهم است. نویسندگان حقوقی و محاکم بینالمللی بهمنظور تعیین مبنای الزام گروههای مسلح سازمانیافته به رعایت و اجرای حقوق بشردوستانه استدلالها و نظرهای مختلفی را ارائه دادهاند. این استدلالها عبارتاند از: عرف بینالمللی، اصول کلی حقوقی، رضایت گروههای مسلح سازمانیافته، نظریۀ جانشینی و نظریۀ صلاحیت قانونگذاری. باید توجه داشت که این موضوع صرفاً بحث آکادمیک نیست، بلکه زمانیکه محاکم بینالمللی کیفری درصدد اجرای اصل قانونی بودن جرم و مجازات هستند، این بحث اهمیت زیادی پیدا میکند. در این مقاله ضمن بررسی این استدلالها، با توجه به نقصها و ایرادات دیگر استدلالها، به این نتیجه میرسیم که نظریۀ صلاحیت قانونگذاری، استدلال مناسبی بهمنظور ملزم ساختن گروههای مسلح سازمانیافته به رعایت و اجرای حقوق بشردوستانه است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| پروتکل الحاقی دوم؛ حقوق بشردوستانه؛ صلاحیت قانونگذاری؛ گروههای مسلح سازمانیافته؛ مادۀ 3 مشترک؛ مبانی الزام؛ مخاصمات مسلحانۀ داخلی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,233 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 564 |
||