روایت تجربۀ سیلزدگی در بین کنشگران اجتماعی شهرستان پُلدختر | ||
| مجلۀ مطالعات جامعهشناختی (نامۀ علوم اجتماعی سابق) | ||
| دوره 27، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 361-393 اصل مقاله (613.16 K) | ||
| نوع مقاله: علمی وپزوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jsr.2021.81428 | ||
| نویسندگان | ||
| مژگان پیرک1؛ فاطمه باقری حیدری2؛ آرش حسنپور* 3 | ||
| 1کارشناسی ارشد جامعهشناسی دانشگاه اصفهان | ||
| 2مربی گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران. | ||
| 3دکتری جامعهشناسی دانشگاه اصفهان | ||
| چکیده | ||
| سیل یکی از بلایای طبیعی است. فهمِ ما از سیل بهمثابه یک فاجعه، تفسیری برساختی است. در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا با رویکرد غیرمتمرکز و برساختی، روایت سیل را در تجربه زیستۀ سیلزدگان مورد شناسایی قرار دهیم. سؤال اصلی تحقیق این است: مردم شهرستان پلدختر فاجعۀ سیل را چگونه روایت میکنند. برای پاسخ به این سؤال در سنت تحقیق کیفی در چارچوب روش تحلیل روایت و مصاحبه کیفی با هجده نمونه به جمعآوری اطلاعات و تحلیل آن پرداختهایم. نتایج این مطالعه نشان میدهد فهم سیلزدگان در چارچوب نقصانها و ناکارآمدی تکنوکراتیک و همچنین ذیل پارادایم دینی بهمثابه عقوبت الهی و کفاره گناهان است. سیل نظم مفروض و مستقر جوامع را بر هم میریزد و کرامت سیلزدگان را مخدوش کرده و رخدادهایی نظیر آوارگی، تحقیر و تبعیض برای آنها ایجاد میکند. فاجعۀ سیل همچنین دیالکتیکی از همکاری و تفرقه ایجاد کرده که سامان اجتماعی را دستخوش تغییر میسازد. روایت سیلزدگان از وضعیت پساسیل همچنین گویای آن بود که سیل و بحران به بارآمدۀ پس از آن در یک موقعیت پسینی نوعی نارضایتی محلی و عمومی ایجاد میسازد که میتواند سیل را سیاسی کرده و سرمایه اجتماعی را دچار نوسان نماید. همچنین در پیوستار فاجعه، آسیبپذیری سیلزدگان دو سویۀ فرهنگی و مادی دارد که در تجربیاتی نظیر فقدان و محتاجشدن نمود پیدا میکند. تابآوری اجتماعی و سَر کردن با فاجعه نیز با توسل به نظامهای معنابخش دینی و ایدۀ نجاتِ خود بهرغم مرگ دیگری و تجربۀ فقدانْ تحقق پیدا میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| سیل؛ فاجعه؛ برساختگرایی؛ رخداد بحرانی؛ خاطره؛ کانکسی شدن زندگی؛ فراموشی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 816 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 758 |
||