فرجام نفوس ناقصه از دیدگاه فارابی | ||
| فلسفه | ||
| مقاله 10، دوره 17، شماره 2 - شماره پیاپی 34، اسفند 1398، صفحه 189-210 اصل مقاله (234.94 K) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2020.75979 | ||
| نویسندگان | ||
| عباسعلی منصوری* 1؛ زهرا کهریزی2 | ||
| 1استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه رازی | ||
| 2دانشجوی ارشد فلسفه دانشگاه رازی | ||
| چکیده | ||
| آراء فارابی در باب معاد و سرنوشت نفوس انسانی پس از مرگ جزء ساختارشکنانه ترین دیدگاه ها در میان فیلسوفان مسلمان است تا جایی که حتی برخی انکار اصل معاد نوع بشر را به او نسبت می دهند اما بررسی های ما در این مقاله نشان می دهد که فارابی منکر اصل معاد نبوده بلکه معاد نفوس ناقصه (یعنی نفوس کودکان، ابلهان و دیوانگان) را نفی می کند. هدف این مقاله بررسی دیدگاه فارابی در مورد سرنوشت نفوس ناقصه است. بحث در باب سرنوشت نفوس ناقصه معمولا از منظر علم کلام و نسبت آن با دو صفت عدل و حکمت الهی بررسی می شود. اما فارابی به این بحث صرفا از منظر فلسفی می پردازد و حتی در مورد آیات و روایاتی که به ظاهر دلالت بر معاد همگانی دارند، موضع گیری و ورودی نمی کند. فارابی بنا بر مبانی انسان شناسیاش و نگاه خاصی که در مورد کیفیت و نحوه معاد دارد، به این نتیجه می رسد که نفوس ناقصه همچون سایر حیوانات پس از مرگ معدوم می شوند. در متن مقاله تصریحات و اشارات فارابی در این باب و مبانی انسانشناسی که وی را به این نظریه سوق می دهد مورد بررس قرار گرفته است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| فارابی؛ معاد؛ نفوس ناقصه؛ معاد کودکان؛ معاد دیوانگان؛ معاد ابلهان | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,146 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,520 |
||