مقایسۀ توانایی روشهای مختلف ترکیبی در ارزیابی آسیبپذیری آبهای زیرزمینی در آبخوان دشت قروه - دهگلان | ||
| مجله اکوهیدرولوژی | ||
| مقاله 16، دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 821-836 اصل مقاله (2.4 M) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ije.2019.281985.1118 | ||
| نویسندگان | ||
| عطا الله ندیری* 1؛ ناصر جبراییلی2؛ مریم قره خانی3 | ||
| 1دانشیار، دانشکده علوم طبیعی دانشگاه تبریز | ||
| 2دانشجوی کارشناسی ارشد هیدروژئولوژی، دانشکدۀ علوم طبیعی، دانشگاه تبریز | ||
| 3دانشجوی دکتری هیدروژئولوژی، دانشکدۀ علوم طبیعی، دانشگاه تبریز | ||
| چکیده | ||
| دشت قروه- دهگلان بزرگترین دشت استان کردستان است که از نظر کشاورزی اهمیت زیادی برای این استان دارد. در سالهای اخیر با توسعۀ کشاورزی، تمایل به استفاده از کودهای شیمیایی افزایش یافته و آبخوانهای این دشت را در معرض آلودگی قرار داده است. بنابراین، تعیین مناطق آسیبپذیر برای مدیریت نواحی در معرض خطر، امری ضروری است. در تحقیق حاضر آسیبپذیری آبخوان دشت قروه- دهگلان با استفاده از روشهای DRASTIC، SINTACS و SI بررسی شده است. برای دستیابی به نتایج بهتر، روشهای منفرد یادشده با روشهای ترکیبی نظارتشده شامل مدل فازی ساجنو، الگوریتم ژنتیک و نیز روشهای نظارتنشده شامل روش مربوط به شاخص همبستگی (CI) ترکیب شدند. نتایج نشان داد شاخص همبستگی هر سه روش ترکیبی بیشتر از روشهای منفرد (DRASTIC، SINTACS و SI) است و بین روشهای ترکیبی، مدل فازی ساجنو بیشترین شاخص همبستگی را دارد و همچنین ضریب همبستگی این روش از باقی روشهای ترکیبی و منفرد بیشتر است. مدل فازی ساجنو توانست 37 درصد ضریب همبستگی و 7 درصد شاخص همبستگی را نسبت به نتایج بهترین مدل منفرد افزایش دهد. بنابراین، روش ترکیبی نظارتشدۀ مدل فازی ساجنو برای ارزیابی آسیبپذیری آبخوان دشت قروه-دهگلان نسبت به بقیه روشها بهتر است. براساس مدل فازی ساجنو، بخشهای شمال غرب و جنوب شرق دشت پتانسیل آلودگی بیشتری نسبت به سایر مناطق آنجا دارند و باید محافظت بیشتری از این مناطق صورت بگیرد. بنابراین، میتوان از روش ترکیبی نظارتشدۀ مدل فازی ساجنو برای بررسی آسیبپذیری آبخوانهای دیگر نیز استفاده کرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آسیبپذیری آبهای زیرزمینی؛ دشت قروه-دهگلان؛ فازی ساجنو | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 981 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 642 |
||