جریان باستانگرایی و تشکیل حکومت پهلوی | ||
| پژوهش در تاریخ | ||
| مقاله 8، دوره 2، شماره 4 - شماره پیاپی 5، زمستان 1390، صفحه 137-156 اصل مقاله (3.3 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| علی اکبر کجباف1؛ زینب احمدوند2 | ||
| 1استادیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان | ||
| 2دانشجوی دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی دانشگاه اصفهان | ||
| چکیده | ||
| باستان گرایی یکی از مسائل مهم در تاریخ اندیشه ایرانیان در دو سده اخیر از اهمیت بسزایی برخوردار است که در جنبه های، فرهنگی، ادبی و حتی سیاسی نمود پیدا کرده است. باستان گرایی در پی آن است تا با احیاء و تجدید حیات سنتها و عقاید کهن و باستانی، نظم جدیدی را در تفکر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باز آفرینی نماید و زیر ساختهای فرهنگی و اجتماعی نوینی را بر پایه سنتهای کهن بنا نهد و با ایجاد تضاد بین دو دوره تاریخی ایران، یعنی ایران قبل از اسلام و ایران دوره اسلامی، اسلام و تعالیم آن را به عنوان عامل عقب ماندگی ایرانیان معرفی می نماید. باستان گرایی به عنوان یک پدیده فکری، فرهنگی و سیاسی از عوامل متعدد داخلی و خارجی سرچشمه می گیرد که مهمترین آنها کشف علت عقب ماندگی ایران توسط برخی روشنفکران و تاثیرات غرب و تحولات تاریخی آن از قبیل رنسانس و نگرش متفکران و نویسندگان غربی و تاثیرات تفکرشرق شناسی و نیز شعارهای مکتب ناسیو نالیسم ،بی تاثیر نبوده است. رضا شاه با تکیه بر این شعارهای باستان گرایانه و ناسیونالیستی توانست این جریان فکری را در خدمت حکومت خویش قرار دهد و در این راستا دست به اقداماتی زد که حاصل آن تشکیل و تثبیت حکومت پهلوی بود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| پهلوی؛ باستانگرایی؛ تجدد؛ روشنفکری؛ استبداد | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,669 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 956 |
||