بررسی تأثیر استدراکات بلاغیون بر روایی و پایداری ساختارمندی ایضاحالبلاغۀ خطیب قزوینی | ||
| پژوهشنامه نقد ادبی و بلاغت | ||
| مقاله 11، دوره 7، شماره 2 - شماره پیاپی 14، آبان 1397، صفحه 195-214 اصل مقاله (648.44 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jlcr.2018.68457 | ||
| نویسندگان | ||
| علی محمد موذنی1؛ زهیر طیب2؛ ولی االله شجاع پوریان3 | ||
| 1استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران | ||
| 2دانشآموخته پسادکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران | ||
| 3استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز | ||
| چکیده | ||
| «خطیب قزوینی» یکی از برجستهترین سخنشناسان مسلمان است. وی در تداوم سنّت کلاسیک سخنشناسی اسلامی، چکیدۀ باب سوم کتاب مفتاحالعلوم سکاکی را با هدف تسهیل ارتباط با متن و یادگیری بهتر آن، با عنوان کتاب تلخیصالمفتاح پدید آورد؛ اثری که حاوی برخی از آرای خود او در علم بلاغت نیز بود. سپس، وی ایضاح را برای شرح و تکمیل مطالب تلخیصالمفتاح نوشت، اما کتاب ایضاح بهرغم تأخّر، پخته و مشروحتر بودن آن، نتوانست در برابر چکیدگی کتاب تلخیص، جایگاه شایستهای بهدست آورد و بدین سان، بهتدریج شأن ایضاح در بین جویندگان علم و پژوهندگان سخنشناسی و بلاغت مغفول ماند. در زبان فارسی نیز کار درخور و بایستهای بر این کتاب ارجمند انجام نگرفتهاست و یا حتّی ترجمۀ فارسی کاملی از این متن نداریم که بدین مهم همت گماشته باشد. این نوشتار با مروری کوتاه بر سیر تطوّر دانش بلاغت و ساختار تاریخی سخنشناسان مسلمان و امّهات کتب این علم، ایضاح خطیب قزوینی را در کانون توجه خود قرار دادهاست و ضمن معرّفی آن، به نمونههایی از استدراکات دانشمندان بلاغی متأخّر در باب آرای خطیب قزوینی در محدودۀ دانش معانی و تأثیر این آراء در زیربنای مفهوم پیشنهادی خطیب برای دانش بلاغت میپردازد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| خطیب قزوینی؛ ایضاح؛ بلاغت؛ تلخیصالمفتاح؛ فصاحت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,585 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,117 |
||