معرفی ابعاد ساختاری نوآوری فراگیر و کاربرد آن در خطمشیگذاری عمومی برای کاهش نابرابری | ||
| سیاستگذاری عمومی | ||
| مقاله 2، دوره 4، شماره 2، 1397، صفحه 33-56 اصل مقاله (2.94 M) | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ppolicy.2018.67868 | ||
| نویسندگان | ||
| علی مبینی دهکردی* 1؛ مجتبی امیری2؛ فیروزه کرمانشاه3 | ||
| 1دانشیار کارآفرینی دانشگاه تهران | ||
| 2دانشیار مدیریت دانشگاه تهران | ||
| 3دانشجوی دکتری کارآفرینی دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| یکی از نقدهای وارد بر خطمشیهای نوآوری در جهان، افزایش شکاف بین فقر و غنی در کشورها متعاقب اجرای خطمشیهای پیشین است. در این راستا حوزه مفهومی جدید «رشد فراگیر» و «نوآوری فراگیر» به عنوان یکی از نگاههای جدید در خطمشیگذاری، به شناسایی تجارب و خطمشیهایی میپردازد که در کاهش نابرابری در سطح جوامع اثرگذارند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل ساختاری موثر بر شکلگیری تجارب نوآوری فراگیر و با روش فراتلفیق کیفی درخصوص تحقیقات نوآوری فراگیر انجام شد. برای تحلیل دادهها، از «مدل نردبان نوآوری هیکز» استفاده شد و مؤلفههای شناسایی شده در سطوح خرد تا کلان دستهبندی شدند. مدل نهایی شامل چهار بُعدِ دولت، فناوری مناسب، شبکههای جهانی و سازمانهای مردمنهاد (سمنها) به عنوان عوامل ساختاری موثر در نوآوری فراگیر است. در بخش دستاوردها بر نقش فناوری مناسب، به عنوان بستری که جذب مشارکت و نیز توانمندسازی افراد حاشیهای در قعر هرم جامعه برای تلاش به منظور کاهش نابرابری را میسر میکند، تاکید شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نوآوری فراگیر؛ کاهش نابرابری؛ نردبان نوآوری هیکز؛ خطمشیگذاری عمومی؛ فناوری مناسب | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,448 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,007 |
||