جامعة شایستة راسکولنیکاف | ||
| مجلۀ مطالعات جامعهشناختی (نامۀ علوم اجتماعی سابق) | ||
| مقاله 1، دوره 25، شماره 1، شهریور 1397، صفحه 9-22 اصل مقاله (435.88 K) | ||
| نوع مقاله: علمی وپزوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jsr.2018.67716 | ||
| نویسنده | ||
| حمیدرضا آتشبرآب* | ||
| عضو هیأت علمی / دانشگاه گیلان | ||
| چکیده | ||
| نقد جامعهشناختی، روانشناختی، زیباییشناختی، تطبیقی، اخلاقی و تاریخی و سایر شاخههای نقد ادبی، که جای نقد صوری و کلاسیک را گرفتهاند، وجود مناسبات تنگاتنگ میان ادبیات و علم و جامعه را اثبات میکند. نمیتوان ادبیات را -که به گفتة لوکاچ، واقعیات اجتماع را بازتاب میدهد- قائمبهذات دانست، فقط به جنبههای درونی متن ادبی پرداخت و به عوامل بیرونی و فرامتنی، بهویژه گفتمان متن و جامعه، اهمیت نداد. جامعهشناسانْ جرم را پدیدهای اجتماعی و، از نظر جامعهشناسی، تفسیرپذیر میدانند؛ پدیدهای که به وضعیت و ساخت فرهنگی جامعه بستگی دارد و نمیتوان علتی استثنایی برای وقوع آن جست. جرم و مجازات مجرم بهعنوان بخشی از حوزة اجتماعی زندگی انسان، از دیرباز از دغدغههای ادبیات بوده است که اندیشمندان آن را نیز نهادی اجتماعی و تابع نظامهای اجتماع میدانند. نقد ادبیِ جامعهشناختی که به فراخور از جامعهشناسیِ جرم نیز بهره میبرد، در بررسی و تحلیل آثار ادبیای که به مقولة جرم و مجازات آن پرداختهاند، اهمیت بسیاری دارد. مقالة حاضر بر آن است تا از این منظر به یکی از بارزترین آثار ادبی جهان در این حوزه -جنایت و مکافاتِ فیودار داستایِفسکی- و دغدغهها و نظرگاههای جامعهشناختی این نویسندة بزرگ روس بپردازد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| جرم؛ جرمشناسی جامعهشناختی؛ نیهیلیسم؛ جنایت و مکافات؛ داستایِفسکی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,818 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 783 |
||