نیست انگاری در آثار نیچه و خیام | ||
| پژوهش ادبیات معاصر جهان | ||
| مقاله 2، دوره 23، شماره 1، فروردین 1397، صفحه 35-58 اصل مقاله (308.53 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jor.2018.120599.1175 | ||
| نویسندگان | ||
| فرزاد بالو* 1؛ مهدی خبازی2 | ||
| 1استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران | ||
| 2استادیار فلسفه ی جدید و معاصرغرب مازندران | ||
| چکیده | ||
| چکیده یکی ازمفاهیم و رویکردهای عمده در تمامی تاریخ اندیشه ، نیست انگاری بوده است. اما به طور تاریخی و خاص ، نیچه را فیلسوفی می دانند که بوجوه ایجابی و سلبی این رویکرد را مورد ملاحظه قرار داده است. در سنت ما نیز، رویکرد نیست انگاری بی سابقه نبوده، به گونه ای که می توان مدعی شد مفاهیم آن در رباعیات خیام بطورقابل تامل و منسجمی صورت بندی شده است. هم در رباعیات خیام و هم در آثار نیچه حوزه های نیست انگاری در ساحات هستی شناختی ، جهان شناختی، معرفت شناختی ، اخلاقی و اگزیستانسیالیستی ظهور پیدا کرده اند. این مقاله بر آنست تا قرابت اندیشه های این دو فیلسوف را در حوزه های یاد شده مورد بررسی قرار دهدو ناکید کند که خیام از این حیث حتی بر نیچه فضل تقدم داشته است وازگان کلیدی: خیام ، نیچه ، نیست انگاری ، جهان شناختی ، معرفت شناختی. | ||
| کلیدواژهها | ||
| خیام؛ نیچه؛ نیست انگاری؛ جهان شناختی؛ معرفت شناختی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,477 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,544 |
||