جان رالز: گذار از نظریه ای در باب عدالت به لیبرالیسم سیاسی | ||
| فصلنامه سیاست | ||
| مقاله 11، دوره 48، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 453-471 اصل مقاله (254.6 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpq.2018.200984.1006744 | ||
| نویسندگان | ||
| جهانگیر معینی علمداری* 1؛ سعید ماخانی2 | ||
| 1استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران | ||
| 2دانشجوی دکتری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| گذار در نظریۀ سیاسی جان رالز به مواضعی اشاره دارد که او پس از انتشار اثر نخست خود، «نظریهای در باب عدالت»، اتخاذ کرد. این گذار ناشی از نارضایتیها و ناسازگاریهای درونی بود که او درصدد اصلاح آنها برآمد. تغییراتی که او در نظریۀ خود اعمال کرد، در «لیبرالیسم سیاسی» به اوجو تکامل نهایی خود رسید. فهم این گذار با رجوع به مسئلۀ پایداری ممکن خواهد بود. از نظر رالز، پایداری برای همکاریهای اجتماعی و تحقق جامعۀ بسامان ضروری بود. او در ابتدا بر آن بود که پایداری با تکیۀ صرف بر عناصر آن، یعنی حس عدالت و برهان همسازی، بهطور ذاتی تحقق میپذیرد. اما، به مرور زمان، با فاصله گرفتن از دیدگاههای اخلاقی، و با پذیرش واقعیت تکثرگرایی معقول و اهمیت ارزشهای سیاسی، به این نتیجه رسید که صرف پذیرش اصول عدالت توسط شهروندان به پایداری و جامعۀ بسامان منجر نخواهد شد. او این بار با طرح خوانشی متفاوت از پایداری و جایگزین کردن اجماع همپوش بهجای برهان همسازی شرایطی را فراهم آورد تا آموزههای جامع و متکثر شهروندان به رسمیت شناخته شود. بنابراین شهروندان میتوانند در قالب یک خودآیینی واقعی اقدام به عمل عادلانه در جامعۀ بسامان کنند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اجماع همپوش؛ برهان همسازی؛ پایداری؛ حس عدالت؛ لیبرالیسم سیاسی؛ نظریهای در باب عدالت؛ واقعیت تکثرگرایی معقول | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,939 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,022 |
||