تاریخ غایب زنان نقاش ایران مطالعه جامعه شناختی زنان نقاش؛ از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی | ||
| دوفصلنامۀ جامعهشناسی هنر و ادبیات | ||
| مقاله 4، دوره 9، شماره 1 - شماره پیاپی 17، 1396، صفحه 79-107 اصل مقاله (2.02 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jsal.2017.221214.665454 | ||
| نویسندگان | ||
| مهرنوش علی مددی* 1؛ محمدرضا مریدی2 | ||
| 1پژوهشگر و منتقد | ||
| 2استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران | ||
| چکیده | ||
| مطالعه تاریخ هنرهای تجسمی کشور ایران نشان از ناگفتههایی دارد که زنان هنرمند در آن از سهم بسیار کمی برخوردارند. در واقع مطرح کردن این پرسش تاریخی توسط لیندا ناکلین که «چرا هیچ هنرمند زن مهمی در تاریخ وجود نداشته است؟» چالشی را ایجاد میکند که میتوان در پی آن بدون در نظر گرفتن جغرافیای خاص به این مهم پرداخت. هدف از این مقاله بررسی حضور زنان نقاش و زیباییشناسی جنسیتی نقاشی آنها در فاصله دو انقلاب مهم ایران، یعنی انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی است. بر پایه مولفههای ناکلین بر حضور کمرنگ زنان نقاش، بدیهی است کنشهای نقاشانه و تعیین سطح کیفی آثار این نقاشان زن، علاوه بر افزونی حضورشان در این دوره تاریخی از توجه دور مانده باشد. افزون بر این تاثیر حضور برخی از زنان نقاش در دانشکدهها و هنرستانها با آغاز دوران پهلوی و ایجاد موجی جدید از شیوههای نوین در امر آموزش نیز در تاریخ هنر مغفول مانده است. در این مقاله سعی شده با استفاده از تحلیلهای جنسیتی در آثار نقاشان زن، به الگوهای قابل تاملی دست پیدا کنیم. یافتههای این پژوهش نشان میدهد شاخصهایی چون «مدرنیسم مردانه و جنسیت غایب»، «بازتولید نگاه مردانه»، «بازاندیشی ذهن زنانه» و «جنسیت گرای منفعل» نقاشی زنان را به گروههای مختلفی تقسیم کرده است. همچنین مطالعه آثار زنان نقاش تا پیش از انقلاب اسلامی، تنوعی از نگرشهای متفاوت در ارتباط با نوسانات اجتماعی و تحولات چشمگیر هنری از شیوههای سنتی و کلاسیک تا بهرهمندی از آموزههای مدرنیسم را در بر میگیرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| زنان نقاش؛ نقاشی معاصر ایران؛ جنسیت زدایی؛ جنسیت گرایی منفعل؛ جنسیت گرایی بازاندیشانه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,222 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,920 |
||