کاربست «نظریه مکتب» در تاریخ نگاری دوره اسلامی: امکان یا امتناع | ||
| پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی | ||
| مقاله 3، دوره 47، شماره 2، 1393، صفحه 193-207 اصل مقاله (160.14 K) | ||
| نوع مقاله: پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jhic.2017.239389.653792 | ||
| نویسندگان | ||
| محمد تقوی* 1؛ محمدعلی کاظمبیگی2 | ||
| 1دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران | ||
| 2دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| در پژوهشهایی که از سده بیستم میلادی درباره تاریخنگاری دوره اسلامی انجام شد، الگوهایی ارائه گردیدکه دستکم بر یکی از چهار مؤلفه زمان، موضوع، ساختار و خاستگاه جغرافیایی مؤلفان، متکی بود. در این بین، مؤلفه «خاستگاه جغرافیایی مؤلفان آثار» که با عنوان «نظریه مکتب» شناخته میشود، تاریخنگاری دوره اسلامی را به دو مکتب اصلی حجاز به مرکزیت مدینه و عراق به مرکزیت کوفه تقسیم میکند و اعتبار روایتهای تاریخی را بر این اساس مورد سنجش قرار میدهد. با این حال شواهد نشان میدهد که این نظریه برای دستیابی به هدف خود کارساز نیست و تنها در فهم تطور موضوعهای مختلف تاریخنگاری اسلامی همچون فتوحنگاری، نسبنگاری و سیرهنگاری میتواند سودمند باشد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آلبرشت نوث؛ تاریخنگاری اسلامی؛ نظریه مکتب؛ ولهاوزن | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,258 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,479 |
||