پایداری یا ناپایداری گذار روسیه به مردمسالاری | ||
| مطالعات اوراسیای مرکزی | ||
| مقاله 4، دوره 9، شماره 2، 1395، صفحه 213-230 اصل مقاله (453.83 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jcep.2016.60538 | ||
| نویسندگان | ||
| علی اکبر جعفری* 1؛ وحید ذوالفقاری2 | ||
| 1دانشیار روابط بینالملل گروه علوم سیاسی دانشگاه مازندران | ||
| 2دانشجوی دکتری سیاست تطبیقی و مدرس دانشگاه- مونیخ آلمان | ||
| چکیده | ||
| تجربۀ دو خیزش انقلابی روسیه در قرن بیستم که از یکسو نظم اقتصادی- اجتماعی نوینی را ایجاد کرده است و از سوی دیگر، بسترهای چرخش نظام سیاسی از پادشاهی به یک جمهوری مردمسالار و سپس دولت شورویایی و سرانجام جمهوری برپایۀ ریاست جمهوری را در آخرین دهۀ قرن بیستم آماده کرده است، جنبشهای مردمسالارخواه شناخته میشود. در این پیوند، فروپاشی اتحاد شوروی و بروز نظم نوین، بهعنوان جهشی بهسوی مردمسالاری شناخته شده است. بنابراین، با وجود بسترسازیهای گوناگون برای گذار بهسوی مردمسالاری در یک قرن گذشته، هنوز روسیه در نوسان بین مردمسالاری و اقتدارگرایی قرار دارد. پرسش اصلی این است که چرا فرآیند دموکراتیکسازی در روسیه ناکام بوده است. فرضیۀ اصلی نوشتار بر تقابل ادراک نخبگان و تودهها از مفهوم مردمسالاری، فرهنگ سیاسی روسیه، ضعف جامعۀ مدنی، اقتصاد سیاسی دولتی، پیشینۀ امنیتی نخبگان سیاسی و سیاستهای پوتین بنا شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اقتدارگرایی؛ پوتینگرایی؛ مردمسالاری؛ روسیه؛ فرهنگ سیاسی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,475 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,137 |
||