تطبیق نظریه دیویس با انقلاب اسلامی ایران | ||
| مجلۀ مطالعات جامعهشناختی (نامۀ علوم اجتماعی سابق) | ||
| مقاله 2، دوره 18، شماره 38، 1390، صفحه 31-56 اصل مقاله (447.42 K) | ||
| نوع مقاله: علمی وپزوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| قاسم اویسی فردویی* 1؛ غلامرضا جمشیدیها2 | ||
| 1کارشناس ارشد جامعه شناسی ـ پژوهشگر مؤسسه مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران | ||
| 2دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| پس از گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی سال 1357، بررسی و علل و عوامل پیدایش این انقلاب هنوز از مباحث مطرح در حوزه آکادمیک جامعه شناسی انقلاب است. از بین تئوریهای مختلف که به تحلیل انقلاب پرداختهاند، تئوری دیویس به دلیل مقبولیت جهانی و تعدد ارجاعات، اهمیتی مضاعفی دارد. متفکرین زیادی بر این موضوع که آیا تئوری دیویس قابلیت تبیین انقلاب ایران را دارا می باشد یا خیر؟ اختلاف نظر دارند. مقاله حاضر ضمن شناسایی ریشهها و تشریح نظریه دیویس و مروری برتحلیل دیدگاههای متفکرین مخالف و موافق چنین تطبیقی، از نظریه رابرت گر در این خصوص استفاده کرده است. استناد به آمار منتشره سازمان برنامه و بودجه، گزارشهای اقتصادی بانک مرکزی و برخی دیگر از منابع، تا حد زیادی بر توانایی تبیین و تطبیق این تئوری با انقلاب اسلامی صحه میگذارد. با این وجود مقاله حاضر نشان خواهد داد که تئوری دیویس با محدودیتهای نهفته در آن، تنها تبیین کننده بخشی از علل و عوامل انقلاب اسلامی است و بررسی جامعتر نیازمند توجه به رهیافتهای تکمیلی دیگر به ویژه رهیافت فرهنگی است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| انقلاب اسلامی؛ تئوری دیویس؛ رشد اقتصادی؛ انتظارات فزاینده؛ افول اقتصادی؛ خشونت جمعی؛ رهیافت فرهنگی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 6,325 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,536 |
||