مناسبات شیعه و معتزله در قرن چهارم هجری | ||
| مجله ادیان و عرفان | ||
| مقاله 8، دوره 48، شماره 1، 1394، صفحه 121-138 اصل مقاله (353.06 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jrm.2015.55572 | ||
| نویسندگان | ||
| ضرغام گرجی پور* 1؛ محمدعلی چلونگر2؛ علیرضا ابطحی* 3 | ||
| 1دانشجوی دکتری گروه تاریخ، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران. | ||
| 2استاد گروه تاریخ، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران. | ||
| 3استادیار گروه تاریخ، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران. | ||
| چکیده | ||
| از نیمۀ دوم قرن اول هجری به بعد، فرق و مذاهب مختلف کلامی شروع به رشد کردند. یکی از این جریانهای فکری معتزله بود که تا اواسط قرن سوم هجری روابط چندان مطلوبی با شیعه نداشت؛ بنابراین تا این برهه از زمان بسیاری از رهبران دو گروه ردیههای فراوانی بر آثار همدیگر مینوشتند که هدف آنها از این عمل، دفاع از اصول اعتقادی مکتب خود بود که در بسیاری از موارد با تعصب و چشمپوشی از حقیقت نیز همراه میشد. اما از نیمۀ دوم قرن سوم هجری خصوصاً با روی کار آمدن حکومت شیعی آلبویه این جریان فکری به گونهای دیگر طی طریق کرد و روابط فکری معتزله با شیعه بسیار به هم نزدیک شد بهطوری که بسیاری از شیعیان از استادان معتزلی علم فراوانی کسب کردند و بعضی از معتزلیان مثل راوندی و ابوعیسی وراق به شیعه گرویدند و اصطلاح متشیعۀ معتزله در این عصر، اصطلاحی رایج که به معتزلیانی که به شیعه گرایش پیدا کرده بودند، اطلاق میشد. همچنین بسیاری از بزرگان معتزله با رهبران فکری شیعه مثل شیخ مفید، خاندان نوبختی و... تعاملات مختلفی برقرار کردند که این تعاملات هرگز به خشونت نگرایید و هر دو گروه ، نظریات هم را با تسامح و تساهل میشنیدند. در نگاه کلی، در قرن چهارم هجری معتزله و شیعه خصوصاً شیعۀ زیدیه تأثیر متقابلی بر یکدیگر برجا گذاشتند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آلبویه؛ شیعه؛ صاحببن عباد؛ قاضی عبدالجبار؛ قرن چهارم هجری و معتزله | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,081 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,294 |
||