تن یافتگی تماشاگر در فضای هاپتیکی فیلم | ||
| نشریه هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی | ||
| مقاله 6، دوره 19، 2(پاییز و زمستان 1393)، 1393، صفحه 53-64 اصل مقاله (1.5 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jfadram.2014.51693 | ||
| نویسندگان | ||
| محمد باقر قهرمانی* 1؛ مرضیه پیراوی ونک2؛ حامد مظاهریان3؛ علیرضا صیاد4 | ||
| 1دانشیار دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2استادیار دانشکده هنرها و ادیان، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران | ||
| 3استادیار دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 4دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده در برابر تمرکز سینمای اولیه بر همذاتپنداری بدنی تماشاگر با فیلم، با تکامل زبان سینمایی و سلطه سیستم روایی، جریانی عمده به سوی همذاتپنداری روایی شکل گرفت و آنچه که مرتبط با قلمرو بدن بود، به قلمرو ذهن منتقل شد. این انتقال به سلطه طولانی تئوریهای زبانشناختی و روانشناختی فیلم انجامید. در دهههای هفتاد و هشتاد میلادی، رابطه آپاراتوس سینما با پرسپکتیو رنسانسی گفتمان اساسی تئوری فیلم را تشکیل داد و نظریهپردازان به تحلیل رابطه تماشاگر و پرده، بر مبنای الگوی پرسپکتیوی پرداختند. اساس نظریه اپتیکی مبتنی بر فاصلهای بود میان سوژه تماشا کننده و ابژه نگریسته شده، و این سیستم فراهم کننده شرایطی برای شکلگیری الگوی اندیشیدن و تعمق با فاصلة متفکران غربی به نظم جهان گردید. پرسپکتیو رنسانسی با احیا نمودن الگوی فضای اپتیکی، تثبیت جایگاه سوژه، و مستحکم نمودن فاصله میان سوژه و ابژه، بار دیگر برتری بینایی را بر سایر حواس تثبیت نمود. این مقاله میکوشد این نکته را روشن سازد که در مقابل سلطه تئوری اپتیکی فیلم که موجودیت جسمانی و ابعاد حسانی تماشاگر را نادیده میگیرد، مناسب است تئوری بدن محور و هاپتیکی فیلم مد نظر قرار گیرد و تجربه سینمایی را نیز، تجربهای مبتنی بر تنیافتگی تماشاگر در فضای فیلمی تبیین نمود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| واژههای کلیدی پرسپکتیو رنسانسی؛ سینمای هاپتیکی؛ کالبد تماشاگر؛ سوژه تن یافته؛ فضای فیلم | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 4,279 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 3,932 |
||