کنشگری سیاسی و اجتماعی زن مسلمان در کشمکش بین سنت و تجدد از نگاه اصلاحگران معاصر مصری (مطالعه موردی: محمد غزالی مصری و یوسف قرضاوی) | ||
| زن در فرهنگ و هنر | ||
| مقاله 3، دوره 18، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 375-396 اصل مقاله (4.85 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jwica.2026.387201.2117 | ||
| نویسندگان | ||
| حمیده دانشجو1؛ هادی وکیلی* 2؛ فاطمه جان احمدی3 | ||
| 1دانشآموخته دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران. | ||
| 2دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران. | ||
| 3استاد گروه تاریخ، دانشگاه تربیت مدرس تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| از زمان مواجهه جوامع اسلامی با فرهنگ و تمدن غرب، نزاع میان سنت و تجدد به یکی از مهمترین چالشهای فکری و اجتماعی جهان اسلام بدل شد؛ چالشی که به ویژه در موضوع حضور و کنشگری سیاسی ـ اجتماعی زنان مسلمان، نمودی پررنگ یافت. این مسئله که غالباً با رویکردهای افراطی و تفریطی همراه بوده، واکنش بسیاری از اندیشمندان مسلمان را برانگیخت و آنان را به تأمل و ارائه راهکارهایی در این زمینه واداشت. در میان این متفکران، محمد غزالی مصری و یوسف قرضاوی، دو اندیشمند برجسته معاصر، جایگاهی ویژه دارند؛ چراکه آرای آنان در تحولات فکری و سیاسی سده اخیر جهان اسلام، بهویژه در حوزه عربی و اهل سنت، تأثیرگذار بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با بهرهگیری از روش مقایسهای، در پی پاسخ به این پرسش است که دیدگاههای غزالی و قرضاوی درباره حضور و کنشگری سیاسی ـ اجتماعی زنِ مسلمان چگونه شکل گرفته و تا چه میزان از تقابل یا همزیستی سنت و تجدد تأثیر پذیرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این دو اندیشمند، ضمن نقد و ردّ هر دو رویکرد افراطیِ سنتگرایی و تجددگرایی، بر احیای نگرشی اعتدالی مبتنی بر آموزههای اصیل اسلامی تأکید داشتهاند؛ آموزههایی که به باور آنان، در عصر پیامبر اکرم (ص) در نحوه مواجهه با زنان و مشارکت اجتماعی آنان به گونهای متوازن و واقعبینانه تحقق یافته بود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| محمد غزالی مصری؛ یوسف قرضاوی؛ زن مسلمان؛ سنت و تجدد؛ جریان اصلاحی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 162 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 154 |
||