جایگاه تعلیم و تربیت در شهرستان آباده در عصر قاجار (۱۲۱۰ تا ۱۳۴۴شمسی): تحلیل اسنادیِ وقفنامهها و مکتبنامهها در چارچوب نظریه بازتولید فرهنگی | ||
| پژوهش های ایران شناسی | ||
| مقاله 7، دوره 16، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 127-148 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jis.2026.412347.1408 | ||
| نویسندگان | ||
| رضا معینی رودبالی* 1؛ سید سهراب حسینی2 | ||
| 1استادیار گروه آموزشِ تاریخ، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران، | ||
| 2کارشناسی ارشد تاریخ ایران دوره اسلامی، گروه ایرانشناسی، دانشگاه میبد، یزد، ایران، | ||
| چکیده | ||
| نهاد آموزش در ایران عصر قاجار، فراتر از یک ساختار اداری، میدانی برای بازتولید مناسبات قدرت و منزلت اجتماعی محسوب میشد. پژوهش حاضر با هدف تبیین سازمانیابی آموزش محلی در شهرستان آباده (۱۲۱۰-۱۳۴۴ش)، به واکاوی نسبت میان نهاد وقف و بازتولید سرمایه فرهنگی میپردازد. مسئله اصلی تحقیق، چگونگی عملکرد نظام آموزشی در غیاب مداخله مستقیم دولت مرکزی و نقش نخبگان محلی در مدیریت این سپهر در چارچوب ساختار «ممالک محروسه» است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر پایه تحلیل اسنادی چندسطحیِ ۴۲ مورد از وقفنامهها، مکتبنامهها، سفرنامهها و مکاتبات اداری (ساکما) انجام شده و چارچوب نظری «بازتولید فرهنگی» (Cultural Reproduction) پییر بوردیو را مبنای تفسیر قرار داده است. یافتهها نشان میدهد که آموزش در آباده بهمثابه یک «میدان خودگردان»، بر منطق نهادیِ وقف استوار بود. در شرایط فقدان بوروکراسی آموزشیِ متمرکز، وقف ابزاری استراتژیک برای تبدیل سرمایه اقتصادی نخبگان به سرمایه نمادین (منزلت) و تثبیت مشروعیت دینی-اجتماعی آنان به شمار میرفت. نتایج حاکی از آن است که گذار به آموزش نوین در این منطقه، نه یک گسست ناگهانی، بلکه فرآیندی پیوندی (Hybrid) بود که بر بستر شبکههای سنتی قوام یافت. همچنین، سکوت اسناد درباره طبقات فرودست، مؤید کارکرد آموزش در بازتولید نابرابریهای ساختاری در پوشش خیر مذهبی است. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در روایتهای کلاننگر و مرکزگرای تاریخ آموزش و توجه به «منطقهای بومی» در مناطق پیرامونی تأکید دارد | ||
| کلیدواژهها | ||
| آموزش مکتبخانهای؛ وقف آموزشی؛ بازتولید فرهنگی؛ میدان قدرت محلی؛ ایران؛ قاجار؛ شیراز؛ آباده | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 62 |
||