کانستراکتیکون روسی بهمثابه منبعی زبانی: رویکردی کانستراکتیکوگرافیک به ساختهای سببی در گفتوگوی انسان-رایانه | ||
| پژوهشهای زبانشناختی در زبانهای خارجی | ||
| دوره 16، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 297-312 اصل مقاله (869.68 K) | ||
| نوع مقاله: علمی پژوهشی(عادی) | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jflr.2026.422988.1316 | ||
| نویسندگان | ||
| اسوتلانا شوستووا* ؛ تاتیانا کودلکو | ||
| گروه زبانشناسی و ادبیات خارجی، دانشکده زبانشناسی و ارتباطات، دانشگاه دولتی پرم، پرم، روسیه | ||
| چکیده | ||
| هدف: این مقاله به معرفی کانستراکتیکون روسی میپردازد- پایگاهدادهای الکترونیکی با دسترسی آزاد که بیش از ۲۲۰۰ ساخت نحوی ثابت زبان روسی را مستند کرده است- بهعنوان منبعی زبانی نوین برای تحلیل معناشناسی سببی در گفتوگوی انسان-رایانه. این پژوهش مبانی نظری، ساختار و کارکرد کانستراکتیکون را ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه این پایگاهداده بهطور نظاممند الگوهای نحوی پایدار را همراه با ویژگیهای معناشناختی، نحوی و کاربردشناختی آنها فهرستبندی میکند. هدف این است که نشان داده شود ساختهای نحوی ثابتِ ثبتشده در کانستراکتیکون روسی میتوانند ابزاری کارآمد برای شناسایی معانی سببی پنهان در این نوع نوظهور از گفتمان باشند. روش: این پژوهش معماری کانستراکتیکون روسی، نظام طبقهبندی معنایی آن (۵۳ برچسب معنایی از جمله «ارزیابی»، «نگرش» و «شدت») و قابلیت جستوجوی آن را بررسی میکند. مادۀ تجربی پژوهش شامل پیکرهای گردآوریشده توسط نویسنده از ۱۰۰۰ گفتوگوی روسیزبان است که از منابع عمومی برخط (ویکا، فوردام ۴pda.ru و ixbt.com) استخراج شدهاند. در این پژوهش از تحلیل بافتی، تحلیل نقشی-معنایی، و مقایسۀ دادههای تجربی با انواع ساختهای معنایی شناساییشده در کانستراکتیکون روسی استفاده شده است. یافتهها: تحلیل نشان میدهد کاربرانی که با هوش مصنوعی تعامل دارند، بهطور منظم سه نوع ساخت ثابتِ مستندشده در کانستراکتیکون را بازتولید میکنند. نخست، ساختهای دارای معنای ارزیابی منفی و خستگی («хватит с меня» / بس است دیگر) ۱۵٫۷٪ از کل گزارههای سببی را تشکیل میدهند، که در آنها کاربر خواستار توقف رفتار تکراری یا نامرتبط دستیار میشود. دوم، ساختهای بیانکنندۀ نهی از طریق تقابل («не умничай, а ответь» / زرنگبازی درنیاور، فقط جواب بده) ۱۲٫۷٪ را دربرمیگیرند، که در آنها کاربر میکوشد با رد تقلید انسانوار، شیوۀ پاسخدهی دستیار را تنظیم کند. سوم، ساختهای بیانگر تغییر ناگهانی حالت («меня прорвало» / طاقتم طاق شد) ۸٫۰٪ را شامل میشوند، که در آنها کاربر از دست دادن کنترل هیجانی ناشی از خطاهای دستیار را توصیف میکند. سهم مجموع این سه نوع ساخت، ۳۶٫۴٪ از کل گزارههای سببی پیکره را تشکیل میدهد. نکتۀ درخور توجه این است که جستوجوی نظاممند در کانستراکتیکون روسی برای واژههای مرتبط با تعامل انسان-رایانه نشان میدهد که واژۀ «диалог» (گفتوگو) هیچ نتیجهای به دست نمیدهد و واژههای مرتبط دیگر نیز تنها ساختهای اندکی را نشان میدهند (برای نمونه، «компьютер»/رایانه—۷ ساخت، «общение»/ارتباط—۱ ساخت، «помощник»/دستیار—۱ ساخت). این خلأ تأیید میکند که کانستراکتیکون، هرچند در مستندسازی ساختهای زبان معیار جامع است، هنوز بهطور نظاممند ساختهای ویژۀ گفتمان دیجیتال را ثبت نکرده است. نتیجهگیری: این مقاله بر ضرورت گسترش کانستراکتیکون برای دربرگرفتن ساختهای ویژۀ تعامل انسان-رایانه تأکید میکند. رویکرد کانستراکتیکوگرافیک امکان گذار از تحلیل گزارههای منفرد به توصیف نظاممند واکنشهای نوعی کاربران را از طریق «فهرست موجودی» ساختهای پایدار فراهم میسازد. یافتهها نشان میدهند که ارتباط با هوش مصنوعی آشفته و بیقاعده نیست، بلکه بر الگوهای زبانیِ رمزگذاریشدهای متکی است که از ارتباط میانفردی انتقال یافتهاند. مفهوم «دستور زبان پنهان» [کاتسنلسون ۱۹۷۲] تعارض میان صورت دستوریِ انسانوار (امری، دومشخص) و هستیشناسی ماشینی را تبیین میکند. اصطلاح «شبهسببیت» (quasi-causativity) برای بیان این کشمکش پیشنهاد میشود؛ اصطلاحی که نشان میدهد این پدیده نه یک نقص حاشیهای، بلکه نشانهای معنادار از انسانواریسازی فناورانه است که باید در طراحی رابطهای گفتوگویی مورد توجه قرار گیرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| کانستراکتیکون روسی؛ سببیّت؛ سازههای نحوی ثابت؛ دستیار رایانهای؛ تعامل انسان و رایانه؛ دستور پنهان؛ دستور ساختمحور | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 202 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 171 |
||