روایت شناسی ژرار ژنت و انسانگرایی در نقاشی دیواری فتحعلی شاه قاجار، مطالعهای بر اثر کاخ سلیمانیه کرج 1228 ه.ق. | ||
| پژوهشهای انسانشناسی ایران | ||
| مقاله 10، دوره 16، شماره 1، شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijar.2026.400686.459933 | ||
| نویسندگان | ||
| الهه پنجه باشی* 1؛ میترا رستم بیکی2 | ||
| 1دانشیار گروه نقاشی ، دانشکده هنر ، هیات علمی دانشگاه الزهرا س، تهران ، ایران | ||
| 2کارشناسی ارشد نقاشی دانشگاه الزهرا تهران ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف-نظریه گفتمان روایی ژرار ژنت (1930 م- 2018 م)، با تمرکز بر پنج مؤلفه بنیادین شامل: ترتیب، مدت، فراوانی، لحن و صدا یکی از کارآمدترین چارچوبهای روایت شناختی در تحلیل ساختارهای روایی به شمار میرود؛ ساختارهایی که نهفقط در متون نوشتاری، بلکه در عرصه تصویرنیز قابلردیابی و تفسیر هستند. ازاینرو، هدفپژوهش حاضر، بررسی چگونگی بازتولید و تثبیت گفتمان سلطنت از رهگذر عناصر روایی در ساختار تصویری نقاشی دیواری مذکور و بازشناسی کارکرد نمادین آن بهمثابه شجرهنامهای مصور از قدرت سیاسی است. بر این اساس، پژوهش در پی پاسخگویی به سه پرسش بنیادین است: ۱. چه نوع نگرشی نسبت به جایگاه انسان (بهویژه شاه) از خلال ساختار روایی تصویر قابل استنباط است؟۲. بازنمایی انسان در نقاشی دیواری سلام نوروزی فتحعلی شاه چگونه در ساختار روایت تصویر سازماندهی شده است؟۳. مفاهیم روایت شناختی ژرار ژنت چگونه در تحلیل بازنمایی انسان در این نقاشی بهکاررفته میشود؟ روششناسی- روش پژوهش حاضر،بهصورت تحلیلی-توصیفیتدوینشده است، شیوه گردآوری اطلاعات بهصورت اسنادیو مبتنی بر بررسی منابع کتابخانهای و مستندات مرتبط است. این پژوهش با تأکید بر رویکرد روایت شناسی انسانگرایانه و در چارچوب نظریه گفتمان روایی ژرار ژنت بر روی نقاشی دیواری فتحعلی شاه قاجار در کاخ سلیمانیه کرج 1228 ه.ق صورت پذیرفته است. یافتهها-تحلیل روایی نقاشی دیواری موردپژوهش نشان میدهد،نهتنها آن را بهعنوان سندی ارزشمند در تاریخ هنر معرفی میکند، بلکه بهمثابه شجرهنامهای مصور از اقتدار سیاسی و فرهنگی قاجار نیز قابل تفسیر است. این اثر، از طریق بهرهگیری هوشمندانه در چینش شخصیتها و تکرار نمادها به خلق ساختاری منسجم و هدفمند شده است. همچنین، ساختار کانونمند این اثر موجب شده است که روایت تصویری، دیدگاهی نزدیک به قدرت مرکزی ارائه دهد و نگاه مخاطب را به نقطه تمرکز موردنظر هنرمند هدایت کند. همزمان این تلفیق میان مفاهیم نظری روایت شناسی ژرار ژنت و سنتهای نقاشی دیواری ایرانی، امکان خوانشهای چند سطحی را فراهم آورده است. بدین ترتیب، نقاشی دیواری یادشده را میتوان الگویی روشمند برای تحلیل رابطه هنر، قدرت و اراده سیاسی در بستر فرهنگ بصری ایران دانست که ظرفیت گسترش به سایر حوزههای مطالعات میانرشتهای را نیز دارد. نتیجهگیری-در انتهای پژوهش نتایج حاصل نشان میدهد، ایننقاشی دیواری نهتنها قابلیت تحلیل و تفسیر بر پایة نظریة روایت شناسی ژرار ژنت را داراست، بلکه روایت داستان ولیعهدی را بهروشنی بازنمایی کرده و قابل تطبیق با مؤلفههای فراوانی، ترتیب و حالت در چارچوب مفاهیم این نظریه همخوانی دارد. این ویژگیها، اثر یادشده را به نمونهای شاخص از تلفیق روایت تصویری با ساختارهای نظری روایت شناختی بدل میسازد. افزون بر این، بررسی دقیق جزئیات ترکیببندی و عناصر بهکاررفته نشان میدهد که این اثر هنری فراتر از یک بازنمایی سادة رویداد تاریخی عمل کرده و متنی چندلایه است. این تحلیلحاکی از آن است که چگونه چارچوب روایت شناسی ژنت میتواند مکانیسمهای پیچیده داستانسرایی در فرهنگ بصری را روشن کند و نشان دهد که چگونه نقاشی درباری ایرانی از استراتژیهای روایی برای ایجاد و حفظ اقتدار سیاسی از طریق ابزار بصری استفاده میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| :قاجار؛ فتحعلیشاه؛ سلیمانیه؛ ژنت؛ گفتمانروایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 129 |
||