بازخوانی برهان صدیقین ابنسینا بر مدار بداهتِ «ضرورت ازلی» و «اصل واقعیت» | ||
| مجله علمی " فلسفه دین " | ||
| دوره 23، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 191-204 اصل مقاله (1.7 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpht.2026.413396.1006199 | ||
| نویسندگان | ||
| فاطمه حیدری آل کثیر* 1؛ محمد ذبیحی2 | ||
| 1گروه فلسفه و کلام، دانشکدة الهیات، دانشکاه قم، قم | ||
| 2گروه فلسفه و کلام، دانشکدة الهیات، دانشگاه قم، قم | ||
| چکیده | ||
| برهان صدیقین همواره کانون مناقشات فلسفی میان خوانشهای سینوی و صدرایی بوده است. درحالیکه دستهای از مدافعان برهان سینوی میکوشند با تطبیق مبانی ابنسینا بر اصالت وجود و امکان فقری از ساحت این برهان دفاع کنند، منتقدان آن به شواهد تاریخیِ عدم التزام وی به این مبانی استناد میورزند. این پژوهش میکوشد با عبور از این جدالهای تاریخی و با روش تحلیلیـ توصیفی نشان دهد استحکام برهان سینوی لزوماً در گرو اثبات التزام او به مبانی متأخر صدرایی نیست. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که ابنسینا در لایة نخستین و برترین سطحِ برهان خود، با تکیه بر «بداهتِ مفهومِ موجود و ضرورت» (در الهیات شفا) و انحصار «ضرورت ازلی» به خداوند در منطق و فلسفه، برهان را بر «اصل واقعیت» بنا نهاده است؛ واقعیتی که حتی سوفسطایی نیز ناچار به پذیرش آن است. در این رویکرد، اثبات واجب نه یک استنتاج نظری از امکان فقری، بلکه نوعی «تذکار» به مصداقِ بالذاتِ ضرورت است. در این تحلیل، برهان ابنسینا دارای مراتبی است که در عالیترین مرتبه، بدون درگیر شدن در دوگانة امکان ماهوی یا فقری، با آمیختگی که پیشتر میان «واقعیت»، «ضرورت ازلی»، و «واجبالوجود» نشان داده، به واسطة متن واقعیت، خداوند را اثبات میکند و سپس در مراتب بعدی به بیان سطوح نظریتر میپردازد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اصل واقعیت؛ امکان فقری؛ امکان ماهوی؛ برهان صدیقین؛ ضرورت ازلی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 147 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 127 |
||