سیالیت رنگینکمانی، سلوک انواری؛ انسان در دو نحوه مواجهه با بدن | ||
| نظریههای اجتماعی متفکران مسلمان | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 مرداد 1405 اصل مقاله (892.26 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jstmt.2026.405831.1839 | ||
| نویسندگان | ||
| مریم منصوری* 1؛ سعیده ابویسانی2 | ||
| 1استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه شاهد، تهران، ایران. | ||
| 2دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام، قم، ایران. | ||
| چکیده | ||
| مسالهی تکثرات جنسیتی یکی از چالشهای جدی وضعیت فعلی اکثر جوامع از جمله جامعهی ما است. مقاله حاضر به بررسی و تحلیل دو رویکرد بنیادین در تعریف انسان و پیامد این تعریف در فهم جنس و جنسیت پرداخته است. سیالیت رنگینکمانی برآمده از آراء جودیت باتلر و سلوک انواری مبتنی بر حکمت متعالیه. مبتنیبر این تحلیل، ایده « بدن نوری» در تقابل با ایده «بدن رنگینکمانی» باتلر شرح داده شده است. نگرش باتلر، با نفی هرگونه ذات برای انسان، او را در تغییر دائمی و سیالیتی میداند که در آن جنس و جنسیت، هردو، اموری فاقد ذات و محصول اجراگری هستند. این منظر، امکان هر نوع تکثرات جنسی و جنسیتی را ممکن و نفی و تقابل با این انواع جنس و جنسیت را سرکوب بدن میداند. در مقابل، نگاه حکمت متعالیه، با تأکید بر وجود ذات و جوهره برای انسان، بدن انسان را حقیقتی عالم، حی و هوشمند میداند که به سمت کمال حرکت میکند و در این صیروریت، تغییرات تنانه زمانی و مکانی نسبتمند با ذات او ممکن است. اما این تغییرات مرز زنبودگی و یا مردبودگی را رد نمیکند. تکثرات در جنسیت و رفتارات بدنمند نیز در چارچوبی معین و قاعدهمند شکل میگیرند. یعنی اعتباریات و ادراکات اعتباری نیز در امتداد حقیقیات وجودی قرار دارند و نه مستقل از آن .در نتیجه در حالی که رویکرد سیالیت رنگینکمانی انسان را در حرکت آزادانه و بینظم تعریف میکند، نگرش سلوک انواری حرکت انسان را در چارچوبی نظاممند و متناسب با حقایق وجودی تعریف میکند که این نسبتمندی سبب جلوگیری از سرکوب بدن و تحمیل تغییرات بیرویه در بدن میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اعتباریات؛ باتلر؛ بدن رنگین کمانی بدن نوری؛ جنس؛ جنسیت؛ حکمت متعالیه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 50 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 35 |
||