بازخوانی انسانشناختی نظام درمان و سلامت دورة ساسانی؛ تحلیل کثرتگرایی پزشکی و سیالیت مرزهای علم، دین و جادو | ||
| پژوهشهای انسانشناسی ایران | ||
| مقاله 4، دوره 16، شماره 1، شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijar.2026.413273.459967 | ||
| نویسندگان | ||
| سُرور خُراشادی* 1؛ پگاه طالبی جونقانی2 | ||
| 1گروه باستان شناسی دانشگاه تربیت مدرس | ||
| 2دانشگاه تربیت مدرس | ||
| چکیده | ||
| هدف: دورۀ ساسانی، عصر شکوفایی دانش پزشکی در ایران باستان بود که تحت حمایت پادشاهان، به ساختاری نظاممند و پیشرفته دستیافت. پزشکی در این دوره با تأسیس مراکز آموزشی و درمانی بینظیری چون جندیشاپور دستاوردهای چشمگیری را رقم زد. این پژوهش در پی بازخوانی نظام درمان و سلامت دورۀ ساسانی از منظر انسانشناسی پزشکی، با هدف درک سازوکارهای فرهنگی، اجتماعی و دینی این نظام سامان یافتهاست و با روش تطبیقی- تحلیلی، بر پایة اطلاعات کتابخانهای در پی پاسخگویی به این پرسش است که نظام درمان و سلامت دورۀ ساسانی، با توجه به مفاهیم انسانشناسی پزشکی، از چه ساختاری برخوردار بوده و چگونه عوامل مختلف فرهنگی، تجربۀ بیماری و پاسخ به آن را شکل میدادند؟ یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که نظام پزشکی ساسانی را میتوان نمونهای بارز از یک نظام فرهنگی پیچیده و چندلایه دانست که مبتنی بر جهانبینی زردشتی خاص این فرهنگ بود؛ در این پارادایم، بیماری فقط یک پدیدۀ زیستشناختی نبود، بلکه عموماً نتیجۀ تهاجم نیروهای اهریمنی و عاملیتهای شرور تلقی میشد. این باور کیهانشناختی، نقشهای مفهومی برای ساماندهی، مشروعیتبخشی و سلسلهمراتبی کل عرصۀ پزشکی فراهم میآورد تا آنجا که میتوان گفت این نظام، بر پایۀ الگوی سببشناسی برونیساز و شخصیتمحور شکل گرفت؛ هرچند در همراهی با سازوکارهای درونیساز تجربی- آناتومیک، تلفیقی پویا از دانش دینی و علمی ایجاد کردهبود؛ چراکه ساسانیان بهخوبی از نقش عوامل طبیعی در بروز بیماریها آگاه بودند ولی این شناخت تجربی، باور به علل فراطبیعی را نفی نمیکرد. شواهدی چون ظروف طلسم، مهرهای تعویذی و متون جادویی نشاندهندۀ تلاش فعالانۀ افراد برای بازیابی احساس کنترل و معنابخشی به رنج در دل چارچوب همان جهانبینی، اما اغلب در حاشیۀ نهادهای رسمی است. تناقض میان جرمانگاری جادو توسط حکومت و کاربرد گستردۀ آن توسط مردم، گواهی بر پویایی و چندصدایی این سامانۀ فرهنگی است. این پدیده دقیقاً همان چیزی است که از آن بهعنوان «سیالیت مرزها» میان پزشکی، دین و جادو یاد میشود. نتیجهگیری: تمامی این ویژگیها زمینهساز شکلگیری الگوی «کثرتگرایی» پزشکی در این دوره شد و مکاتب مختلف پزشکی با کارکردها و رویکردهای گوناگون برای درمان انواع بیماریها شکل گرفت. تقسیم کار تخصصی به شاخههایی چون منترهپزشکی، کرتوپزشکی و داروپزشکی، بازتابی از اولویتهای ارزشی این جامعه بود که در آن، درمان معنوی در رأس هرم قرار داشت. این نظام با دارا بودن تخصصهای متنوع، سلسلهمراتب حرفهای- اجتماعی و رویکرد زیست- فرهنگی به سلامت، الگوی پیچیدهای از تعامل میان پزشکی «مرسوم» و پزشکی «عامیانه» را عرضه میکرد؛ هرچند مرزهای میان پزشکی مرسوم و عامیانه منعطف و در عمل، دو قطب جداییناپذیر بودند. این پژوهش با عبور از تاریخنگاری توصیفی، از رهگذر انسانشناسی پزشکی نشان میدهد که فهم ژرف تاریخ پزشکی مستلزم عبور از توصیف صرف دستاوردها و نهادها و فرورفتن در لایههای معنایی، روابط قدرت و تجربههای زیستهای است که به یک نظام پزشکی، حیات و معنا میبخشند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| : انسانشناسی پزشکی؛ نظام سلامت ساسانی؛ کثرتگرایی پزشکی؛ نظام برونیساز پزشکی؛ طب زردشتی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 252 |
||