| تعداد نشریات | 127 |
| تعداد شمارهها | 7,195 |
| تعداد مقالات | 77,224 |
| تعداد مشاهده مقاله | 157,140,707 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 118,364,378 |
مطالعه فرآیند مواجهه با موانع رشد در کسبوکارهای نوپای دانشبنیان دانشگاهی: یک پژوهش دادهبنیاد به روش گلیزری | ||
| فصلنامه علمی پژوهشی توسعه کارآفرینی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 13 خرداد 1405 | ||
| نوع مقاله: مقالات پژوهشی- کیفی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jed.2026.402631.654592 | ||
| نویسندگان | ||
| رسول نورمحمدی نجف آبادی1؛ سید مجتبی سجادی* 2؛ علی داوری2 | ||
| 1گروه کارآفرینی ، واحد قزوین ، دانشگاه آزاد اسلامی ، قزوین ، ایران | ||
| 2دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده هدف: کسبوکارهای نوپای دانشبنیان دانشگاهی بهعنوان عاملی کلیدی در گذار از اقتصادهای منابعمحور به اقتصادهای دانشمحور شناخته میشوند؛ این نهادها نهتنها به ایجاد اشتغال و پیشرفت فناوری کمک میکنند، بلکه رقابتپذیری ملی را نیز تقویت مینمایند. با این حال، نرخ بالای شکست و محدودیتهای مقیاسپذیری این کسبوکارها، بهویژه در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، نشاندهنده وجود موانع ساختاری، مدیریتی و نهادی پایدار است. ادبیات موجود عمدتاً به شناسایی موانع بهصورت فهرستی ایستا و جدای از یکدیگر(مانند موانع مالی، قانونی، فناورانه و نهادی) پرداخته و از درک فرآیند پویا، تعاملی و غیرخطی که کارآفرینان در مواجهه با این چالشها طی میکنند، غفلت کرده است. این شکاف نظری در محیطهای نهادی ناپایدار و پیچیده که با بیثباتی سیاستهای کلان، تحریمهای بینالمللی، ناکارآمدی بازار سرمایه و ضعف در حمایت از مالکیت فکری همراه است، آشکار میشود. هدف این پژوهش بررسی فرآیند مواجهه کارآفرینان دانشگاهی ایرانی با موانع رشد میباشد و به سه پرسش اصلی پاسخ میدهد: 1) سطوح مختلف موانع رشد و نحوه درک آنها توسط کارآفرینان چیست؟ 2) فرآیند تعامل و راهبردهای مقابله با این موانع چگونه است؟ و 3) چه مدل نظریای میتواند این فرآیند را تبیین کند؟ روش: این مطالعه بهدلیل ماهیت اکتشافی پژوهش و هدف آن ( استخراج یک مدل نظری یکپارچه و ظهوریافته از دادهها) با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد با رویکرد کلاسیک گلیزر انجام شد. جامعه آماری پژوهش را مدیران و بنیانگذاران شرکتهای دانشبنیان فعال در استان اصفهان تشکیل دادند که بهطور مستقیم درگیر پدیده مورد مطالعه بودهاند. معیارهای انتخاب خبرگان شامل داشتن حداقل پنج سال سابقه عملی در مدیریت یا تأسیس کسبوکار دانشبنیان، دارا بودن تحصیلات دانشگاهی مرتبط و تمایل به اشتراکگذاری تجربیات بود. با استفاده از نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی، پانزده مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق انجام و دادهها با نرمافزار اطلستیآی9 تحلیل گردید و فرآیند تحلیل در دو مرحله کدگذاری باز و کدگذاری انتخابی صورت پذیرفت. اشباع نظری در مصاحبه دوازدهم حاصل شد، اما برای اطمینان بیشتر، مصاحبهها تا نمونه پانزدهم ادامه یافت. برای تضمین اعتبار و پایایی پژوهش، از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا (اعتبارپذیری، انتقالپذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری) و راهبردهایی چون مثلثسازی، بازبینی توسط شرکتکنندگان، مستندسازی دقیق و محاسبه پایایی بین کدگذاران (97٪) استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش منجر به شناسایی بیش از 500 گزاره، 134 مفهوم، 21 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی شامل؛ موانع فردی، موانع سازمانی- مدیریتی، موانع نهادی- حاکمیتی، موانع اقتصادی و اجتماعی، موانع آموزشی و فرهنگی، و عدم حمایتهای نهادی و شبکهای دستهبندی شدند. موانع رشد در سه سطح موانع فردی(ویژگیهای روانشناختی و نگرشهای نامناسب)، سازمانی- مدیریتی(ضعف در منابع مالی، برنامهریزی استراتژیک و تصمیمگیری، چالشهای مدیریت منابع انسانی) و نهادی- حاکمیتی(بوروکراسی پیچیده اداری، ضعف در شفافیت، اجرا و بیثباتی قوانین و سیاستها، تحریمها و رقابت نامناسب) دستهبندی شدند. موانع مدیریتی و سازمانی، بهعنوان «مقوله محوری» شناسایی شد؛ این مقوله نقش میانجی کلیدی ایفا میکند و فشارهای نهادی و چالشهای فردی را به چالشهای عملیاتی درون سازمان تبدیل مینماید. فرآیند مواجهه کارآفرینان با این موانع در قالب یک مدل چرخهای و غیرخطی پنجمرحلهای شکل گرفت: 1) ادراک مانع (تشخیص و معنابخشی به چالشها)، 2) انتخاب راهبرد (ترکیبی از اثرگذاری، بریکولاژ و تابآوری کارآفرینانه)، 3) اقدام و اجرای تغییر، 4) ارزیابی بازخورد، و 5) یادگیری و سازگاری سازمانی. این فرآیند نشان میدهد که کارآفرینان نه صرفاً کنشپذیر، بلکه «یادگیرندگان فعال» هستند که موانع را به فرصتهای یادگیری و رشد تبدیل میکنند. از منظر نظری، مدل استخراجشده بر نقش محوری توانمندسازی مدیریتی تأکید دارد و نشان میدهد که تقویت ظرفیتهای تصمیمگیری و برنامهریزی در سطح تیمهای مؤسس، اثر زنجیرهای در کاهش موانع در سایر سطوح دارد. نتیجه: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که موانع رشد در یک نظام پیچیده و پویا در سه سطح فردی، سازمانی و نهادی با یکدیگر تعامل دارند و «موانع مدیریتی و سازمانی» نقش محوری را ایفا میکنند. فرآیند مواجهه با این موانع بهصورت یک چرخه تطبیقی و غیرخطی است که کارآفرینان با استفاده از راهبردهای اثرگذاری، بریکولاژ و تابآوری کارآفرینانه، موانع را به فرصتهای یادگیری تبدیل میکنند. دستاوردهای نظری این پژوهش شامل ارائه مدلی سیستماتیک و زمینهمحور است که پیچیدگی تعاملات موانع را در اقتصادهای در حال توسعه تبیین میکند. در سطح عملی، شناسایی «موانع مدیریتی و سازمانی» بهعنوان نقطه کانونی برای سیاستگذاران و کارآفرینان برای توانمندسازی درونی (مانند تقویت برنامهریزی استراتژیک، مدیریت مالی و منابع انسانی) برای مقابله با چالشهای بیرونی پیشنهاد میشود. این یافتهها میتوانند بهعنوان راهنمای عملیاتی برای سیاستگذاران، سرمایهگذاران و کارآفرینان جوان در طراحی برنامههای حمایتی، ارزیابی پتانسیل استارتاپها و توسعه استراتژیهای رقابتی مورد استفاده قرار گیرند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| کسبوکار نوپای دانشبنیان؛ مدل فرآیندمحور؛ موانع رشد؛ نظریه دادهبنیاد | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 81 |
||