| تعداد نشریات | 127 |
| تعداد شمارهها | 7,196 |
| تعداد مقالات | 77,227 |
| تعداد مشاهده مقاله | 157,217,965 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 118,403,665 |
منطق استعاره (متافورولوژی) بهسان رویکردی برآمده از نقد بلومنبرگ به تاریخ مفهوم | ||
| فلسفه | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 30 اردیبهشت 1405 | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2026.410554.1006981 | ||
| نویسنده | ||
| وحید احمدی* | ||
| چکیده | ||
| استعاره در فلسفهی هانس بلومنبرگ سرنوشتی ویژه پیدا میکند. این سرنوشت ویژههمان اضافهساختن منطق به استعاره و پیدایش منطق استعاره است. منطق استعاره در این فلسفه از دانش تاریخ مفهوم برمیآید، راه تکوین مفهوم را ترسیم میکند و در نهایت به یک نحوه تقرب بنیادین به واقعیت مبدل میشود. این نحوه تقرب بنیادین، حاصل منطق استعاره است که با بحث از استعارهی مطلق، خود را از سایر رویکردهای فلسفه، مانند پدیدارشناسی و هرمنوتیک متمایز میسازد. پرسش این است که کدامین نقد از تاریخ مفهوم، این منطق استعاره را ممکن میسازد؟ نقد تلقی دانش تاریخ مفهوم از تاریخ، این کار را میسر میسازد. اینجا تلقی رادیکالی از تاریخ به میان میآید که مطابق آن تاریخ را نمیتوان به اکنون درآورد زیرا مطلقاٌ عبورناپذیر است. این تلقی از تاریخ حاصل آن است که بهجای دنبالکردن تاریخ همچون یک برش طولی در تاریخ مفهوم، بتوانیم آن را همچون یک برش عرضی نیز در نظر آوریم. این برش عرضی برای ما میسر میسازد تا در هر نسبتگرفتنی با جهان بتوانیم دریابیم که این نسبت-گرفتن کدامین نفی را در خود گنجانیده است. بلومنبرگ چنین کاری را گونهشناسی مینامد و با آن توان منطق استعاره را به عنوان یک رویکرد میسنجد. نسبتگرفتن مفهومی، نه بیان کامل و نهایی واقعیت، بلکه حاصل یک قطعیتیافتن بنیادین در مورد نسبتگرفتن انسان با جهان است. در نهایت منطق استعاره خود را به منزلهی یک رویکرد، با نظر به زبان متمایز میسازد که ناظر به بیشی زبان از معنا است. این درک، ریشه در فهم دانش خطابه از زبان دارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بلومنبرگ؛ استعارۀ مطلق؛ متافورولوژی؛ مفهوم؛ استعاره؛ بیشی | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 85 |
||