| تعداد نشریات | 127 |
| تعداد شمارهها | 7,196 |
| تعداد مقالات | 77,227 |
| تعداد مشاهده مقاله | 157,222,981 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 118,406,260 |
هوش مصنوعی مولد و تشخیص فرصت کارآفرینانه در اقتصادهای نوظهور: ارائه یک چارچوب مفهومی | ||
| فصلنامه علمی پژوهشی توسعه کارآفرینی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 28 اردیبهشت 1405 | ||
| نوع مقاله: مقالات پژوهشی- کیفی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jed.2026.408930.654635 | ||
| نویسنده | ||
| هما پیرهادی* | ||
| گروه توسعه، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| هدف: تشخیص فرصت کارآفرینانه بهعنوان هستهی مرکزی فرایند کارآفرینی، نقشی بنیادین در شکلگیری، تداوم و رشد کسبوکارهای جدید ایفا میکند. بخش قابلتوجهی از ادبیات کلاسیک و معاصر کارآفرینی، این فرایند را نتیجهی تعامل میان دانش پیشین، هوشیاری کارآفرینانه، شبکههای اجتماعی و فرایندهای شناختی فردی میداند. با این حال، این جریان پژوهشی بهطور ضمنی بر فرض وجود سطحی از شفافیت اطلاعاتی، دسترسی به دادههای قابلاعتماد و حضور نهادهای واسط کارآمد استوار است؛ بهگونهای که مسئله اصلی کارآفرین، نه کمبود اطلاعات، بلکه تفسیر آن تلقی میشود. در مقابل، اقتصادهای نوظهور با شرایطی متفاوت مواجهاند که در آن کمبود مزمن دادههای معتبر، پراکندگی نشانههای بازار، ضعف نهادهای تنظیمگر و خلأهای نهادی گسترده، فرایند تشخیص فرصت را با محدودیتهای جدی روبهرو میسازد. در چنین محیطهایی، اطلاعات رسمی یا در دسترس نیست یا از کیفیت کافی برخوردار نیست و در نتیجه، عدمتقارن اطلاعاتی بهصورت ساختاری بازتولید میشود. پیامد این وضعیت، شکلگیری شرایطی از «محدودیت مشاهدهپذیری» است که در آن بسیاری از فرصتهای بالقوه اساساً قابل تشخیص نیستند. این امر موجب میشود فعالیتهای کارآفرینانه به فرصتهای محدود، کوتاهمدت و آربیتراژی تقلیل یابد و امکان شکلگیری فرصتهای نوآورانه و مقیاسپذیر کاهش پیدا کند. در این میان، ظهور هوش مصنوعی مولد چشمانداز جدیدی را برای بازاندیشی در این محدودیتها فراهم کرده است. برخلاف فناوریهای پیشین که متکی بر دادههای ساختیافته بودند، این فناوری قادر است از دادههای ناقص و ناهمگون، بینشهای جدید تولید کند. با این حال، همچنان این پرسش باقی است که این قابلیتها چگونه مرزهای شناختی تشخیص فرصت را در محیطهای کمداده بازتعریف میکنند. روش: این پژوهش با اتخاذ رویکردی مفهومی و نظریهپردازانه و با بهرهگیری از منطق ترکیب نظری و استدلال ابداعی، به تلفیق بینشهای حاصل از ادبیات تشخیص فرصت کارآفرینانه، خلأهای نهادی، کارآفرینی دیجیتال و مطالعات نوین هوش مصنوعی میپردازد. در این چارچوب، تلاش شده است با بازترکیب مفاهیم کلیدی این حوزهها، تبیینی یکپارچه از نقش هوش مصنوعی مولد در بازشکلدهی فرایند تشخیص فرصت ارائه شود. استدلال محوری مقاله آن است که هوش مصنوعی مولد را میتوان بهعنوان شکلی متمایز از «تقویت شناختی» در نظر گرفت که توانایی کارآفرینان را در مشاهده، تفسیر و بازترکیب نشانههای بازار در شرایط کمبود اطلاعات افزایش میدهد. یافتهها: یافتههای این پژوهش در قالب یک چارچوب مفهومی نشان میدهد که تأثیر هوش مصنوعی مولد بر تشخیص فرصت از طریق سه سازوکار اصلی تحقق مییابد. نخست، «تقویت دادهای» که به امکان ترکیب و یکپارچهسازی نشانههای پراکنده بازار برای ایجاد بازنماییهای قابلاقدام اشاره دارد. دوم، «تولید بینش بازار» که از طریق کشف الگوهای پنهان و تبدیل دادههای ناهمگون به روایتهای معنادار درباره روندهای نوظهور بازار حاصل میشود. سوم، «تشخیص الگو و بازترکیب» که با تقویت تخیل کارآفرینانه، امکان گذار از فرصتهای محدود به فرصتهای نوآورانه و مقیاسپذیر را فراهم میسازد. در عین حال، یافتهها نشان میدهد که این فرایند همواره بدون خطا نیست و در برخی موارد، خروجیهای تولیدشده توسط سیستمهای هوش مصنوعی ممکن است به برداشتهای نادرست یا حتی شکلگیری فرصتهای کاذب منجر شود. ارزش افزوده و نوآوری: این پژوهش با معرفی مفهوم «مشاهدهپذیری محدود» بهعنوان یک محدودیت بنیادین در اقتصادهای نوظهور، نظریه تشخیص فرصت را بسط میدهد و هوش مصنوعی مولد را بهعنوان سازوکاری برای کاهش این محدودیت مفهومپردازی میکند. همچنین، دو متغیر «شدت خلأهای نهادی» و «سطح سواد دیجیتال کارآفرینان» بهعنوان عوامل تعدیلگر کلیدی معرفی میشوند که بر نحوه و میزان اثرگذاری این فناوری تأثیر میگذارند. این چارچوب نشان میدهد که در کنار ظرفیتهای تقویتکننده، مخاطراتی نظیر سوگیری اتوماسیون و اتکای بیشازحد به خروجیهای الگوریتمی نیز میتوانند بر کیفیت تشخیص فرصت اثرگذار باشند. از این منظر، پژوهش حاضر ضمن گسترش ادبیات کارآفرینی دیجیتال، نقش فناوریهای مولد را در بافتهای کمداده و نهادی ضعیف برجسته میسازد. نتیجه: در مجموع، یافتههای این پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی مولد میتواند فرایند تشخیص فرصت را از حالتی محدود و مبتنی بر تجربه فردی، به فرایندی نظاممندتر و مبتنی بر بینش تبدیل کند، مشروط بر آنکه استفاده از آن با قضاوت انسانی و تفکر نقادانه همراه باشد. بر این اساس، از منظر سیاستگذاری، سرمایهگذاری در توسعه سواد دیجیتال، بهبود زیرساختهای دادهای و طراحی چارچوبهای تنظیمگری منعطف، نقش تعیینکنندهای در بهرهگیری مؤثر از این فناوری در جهت توسعه کارآفرینی ایفا خواهد کرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| هوش مصنوعی مولد؛ تشخیص فرصت؛ خلا نهادی؛ سواد دیجیتال؛ اقتصادهای نوظهور | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 147 |
||