| تعداد نشریات | 127 |
| تعداد شمارهها | 7,130 |
| تعداد مقالات | 76,733 |
| تعداد مشاهده مقاله | 153,926,159 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 115,928,603 |
تحلیل مردمشناسانه ترانههای بختیاری با الهام از امر والا و زیبا نظریة ادموند برک | ||
| پژوهشهای انسانشناسی ایران | ||
| دوره 15، شماره 2 - شماره پیاپی 28، اسفند 1404 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ijar.2026.407474.459951 | ||
| نویسندگان | ||
| منصور کلاه کج* 1؛ ندا حسینی زاده2 | ||
| 1دانشیار گروه گرافیک دانشکده هنر دانشگاه شهید چمران اهواز | ||
| 2فارغ التحصیل کارشناسی ارشد دانشکده هنر دانشگاه شهید چمران اهواز | ||
| چکیده | ||
| ترانههای بختیاری، بهعنوان بازتابی از زیست ایلی، نقش محوری در حفظ هویت فرهنگی و انسجام اجتماعی را ایفا کردهاند. این ترانهها با روایت رنجها، عشق، آیینها، آداب و رسوم ایلی و شِکوههای کوچنشینی، تجربههای عمیق انسانی را توأم با زیباییشناختی منتقل کرده و پیوند انسان با طبیعت را متجلی میسازند. هدف از این پژوهش آن است که با بهرهگیری از نظریة زیباییشناسی ادموند برک، به تحلیل جلوههای «امر والا» و «امر زیبا» در این ترانهها بپردازد. پرسش اصلی این مقاله آن است که: ترانههای مردم بختیاری چگونه میتوانند از طریق مضامینی چون زیبایی طبیعت، عظمت رنج و شُکوه عشق، مرگ، تجربههای امر والا و زیبا را در چارچوب نظریة برک خلق میکند. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و تفسیر هرمنوتیکی، ۱۵ ترانه منتخب از آلبومهای زندهیاد مسعود بختیاری(بهمن علاءالدین) را به دلیل اهمیت فرهنگی و تنوع مضمونی مورد بررسی قرار داد. براساس یافته های این مقاله ترانههای بختیاری نهتنها روایتگر رنجها و شکوههای زندگی کوچنشینیاند، بلکه بهعنوان آیینهای از هویت قومی و انسجام اجتماعی عمل میکنند. تفسیر این ترانهها در چارچوب نظریه برک، نشان داد که چگونه ترانههای بختیاری با استفاده از تصاویر شکوه طبیعت، مانند دشتهای بیکران و کوههای سر به فلک کشیده و نیز تجربههای پرشور عاطفی، مانند عشق و فراق، حس امر والا را برمیانگیزند. در مقابل، توصیفات لطیف و هماهنگ از معشوق، چشمهها، و آیینهای ایلی، جلوههای امر زیبا را به نمایش میگذارند. این دوگانگی، که گاه در یک بیت و گاه در کل یک ترانه متجلی میشود، به خلق تجربهای زیباشناختی منجر میشود که هم عمیقاً انسانی است و هم بهگونهای خاص، بازتابدهنده فرهنگ بختیاری است. نتایج تحلیل ابیات نشاندهنده تعامل پویا و چندلایه میان این دو مفهوم است که از طریق تضادهای عاطفی، تصاویر طبیعی، و آیینهای جمعی در ترانهها متبلور میشود. برای مثال، توصیفهای شاعرانه از طبیعت مانند چشمه کوهرنگ یا دشت شیمبار، با ایجاد حس عظمت و هراس، به امر والا اشاره دارند، در حالی که استعارههایی چون «گل نازدار» و «مه شوگار» با لطافت و هماهنگی، امر زیبا را نمایندگی میکنند. این همزیستی، تجربهای زیباییشناختی خلق میکند که همزمان احساسات متضاد شگفتی، ترس، و لذت را در مخاطب برمیانگیزد. همچنین یافتههای این پژوهش نشاندهنده یک نوآوری کلیدی است: ترانههای بختیاری از طریق پیوند عمیق با جغرافیای زیستی و فرهنگ کوچنشینی، بهگونهای منحصربهفرد امر والا و زیبا را در قالبهای موسیقایی و زبانی بازآفرینی میکنند. این ترانهها نهتنها حامل خاطره جمعی و هویت قومی هستند، بلکه با ایجاد دیالکتیک میان رنج و لذت، به بازنمایی پیچیدگیهای وجودی انسان در بستر فرهنگ بختیاری میپردازند. این امر، ترانههای بختیاری را بهعنوان متونی چندوجهی معرفی میکند که میتوانند در مطالعات میانرشتهای، از جمله زیباشناسی، انسانشناسی فرهنگی، و مطالعات ادبیات شفاهی، مورد توجه قرار گیرند. همچنین، این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری برک، به غنای نظری تحلیل ادبیات محلی ایران میافزاید و نشان میدهد که مفاهیم فلسفی غربی میتوانند در تحلیل متون بومی ایران بهکار روند، بهگونهای که هم اصالت فرهنگی حفظ شود و هم گفتمانی جهانی در حوزه زیباشناسی شکل گیرد. بررسی نشان داد چگونه تقابل میان ظرافت و قدرت، زیبایی و والایی، در لایههای معنایی و صوری این اشعار، تجلی یافته و تجربه زیباییشناختی منحصربهفردی را برای مخاطب ایجاد میکند؛ و ارزش ادبی و زیباشناختی ترانههای بختیاری را برجسته میکند. این ترانهها، با توانایی خود در انتقال تجربیات عمیق انسانی، پلی بین فرهنگهای محلی و جهانی ایجاد میکنند و نشان میدهند که هنر، حتی در سادهترین اشکال خود، میتواند حامل معانی عمیق و جهانشمول باشد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ترانههای بختیاری؛ موسیقی محلی؛ امر والا؛ امر زیبا؛ زیباشناختی؛ ادموند برک | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 37 |
||