نقد نظریۀ اینهمانی نوعی در تبیین آگاهی در پرتو دیدگاههای فلسفی و شواهد علوم عصبشناختی | ||
| فلسفه | ||
| مقاله 9، دوره 24، شماره 1 - شماره پیاپی 46، شهریور 1405، صفحه 191-214 اصل مقاله (992.14 K) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2026.402726.1006948 | ||
| نویسنده | ||
| زینب عرب میستانی* | ||
| دانشآموختۀ دکتری، گروه فلسفه، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران. | ||
| چکیده | ||
| مسئله ذهن و بدن یکی از عمیقترین مسائل فلسفی است که رابطه میان جنبه اندیشنده انسان و پایه مادی وجود او را بررسی میکند. این مسئله پس از طرح تمایز جوهری میان ذهن و ماده، در قالب تقابل دوگانهانگاری و فیزیکالیسم گسترش یافته و فلسفه ذهن را به حوزهای برای تأملات عمیق تبدیل کرده است. فیزیکالیسم که همه پدیدهها را مادی میداند، در تبیین آگاهی -از جمله نابسندگی نظریه اینهمانی نوعی در توضیح کیفیتهای سوبژکتیو تجربه- با چالشهای جدی روبرو است. این پژوهش با روش توصیفی-تبیینی و با بهرهگیری از دیدگاه علوم اعصاب شناختی، میکوشد این معضل دیرین را به پرسشی تجربی تبدیل کند: چگونه مغز، بهعنوان یک موجودیت مادی، ذهن را -که مجموعهای از تجارب آگاهانه است- پدید میآورد؟ نظریه اینهمانی نوعی، بهعنوان یکی از برجستهترین رویکردهای کاهشی فیزیکالیستی، حالات ذهنی را با فرآیندهای نوروفیزیولوژیکی یکسان میداند و بر پایه اصل سادگی متافیزیکی و سازگاری با علیت بسته، چارچوبی برای تبیین آگاهی ارائه میدهد. با وجود این، این نظریه در مواجهه با کیفیتهای سوبژکتیو تجربه، پیچیدگیهای تحقق چندگانه و شکافهای تبیینی، ناکارآمد است. پژوهش حاضر با نقد روشمندِ پیشفرضهای متافیزیکی فیزیکالیسم، کاستیهای نظریه اینهمانی نوعی را نشان میدهد و بر ضرورت رویکردهای ترکیبی -از جمله فیزیکالیسم غیرکاهشی و بررسیهای پدیدارشناختی- برای درک عمیقتر آگاهی تأکید دارد. انتظار میرود این پژوهش به غنای گفتوگوهای میانرشتهای در حوزه فلسفه ذهن و علوم اعصاب کمک کند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ذهن؛ بدن؛ فیزیکالیسم؛ علوم عصبشناختی؛ آگاهی؛ نظریهی اینهمانی نوعی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 505 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 67 |
||