رهیافت فازی در تفسیر قانون اساسی | ||
| فصلنامه مطالعات حقوق عمومی دانشگاه تهران | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 آذر 1404 | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jplsq.2025.395747.3759 | ||
| نویسندگان | ||
| زهرا زندیه* 1؛ سید محمد قاری سید فاطمی2؛ علیرضا دبیرنیا3 | ||
| 1دانشجوی دکترای حقوق عمومی دانشکده حقوق، دانشگاه قم | ||
| 2استاد گروه حقوق بین الملل، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | ||
| 3دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه قم، قم، ایران. | ||
| چکیده | ||
| تفسیر قانون اساسی همواره عرصه تقابل دو رویکرد مسلط بوده است: منشأگرایی که بر معنای اولیه متن و نیات مؤسسان تأکید دارد و غیرمنشأگرایی که قانون اساسی را متنی زنده و همسو با تحولات اجتماعی میداند. مقاله حاضر، با نقد تقلیلگرایی هر یک از این رویکردها، میکوشد با بهرهگیری از رهیافت فازی، چارچوبی نظری برای عبور از این دوگانه فراهم آورد. این نگرش با پذیرش طیفمندی معنا و امکان همزیستی درجاتی از تعیّن و عدمتعیّن در مفاهیم حقوقی، امکانی برای نگاهی میانهگرا، انعطافپذیر و واقعگرایانه به تفسیر قانون اساسی فراهم میآورد. در این راستا، ضمن تأکید بر رویکرد هدفمدار، تفسیر قانون اساسی نه به بازخوانی صرف متون گذشته تقلیل مییابد و نه به قرائتی کاملاً سیال و شخصی، بلکه مفسر را بهعنوان کنشگری خردمند، متعهد و آیندهنگر در فرآیند تکامل تدریجی قانون اساسی به رسمیت میشناسد. در این نگاه، تفسیر قانون اساسی صرفاً فعالیتی زبانشناختی یا تاریخی نیست، بلکه سازوکاری حقوقی برای استمرار مشروعیت و کارآمدی نظم قانون اساسی در مواجهه با مسائل نوظهور و متغیر است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تفسیر قانون اساسی؛ منطق فازی؛ منشأگرایی و غیرمنشأگرایی؛ عدم تعیّن حقوقی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 396 |
||