| تعداد نشریات | 127 |
| تعداد شمارهها | 7,238 |
| تعداد مقالات | 77,638 |
| تعداد مشاهده مقاله | 161,164,507 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 120,814,900 |
طراحی مدل بازاریابی حس ششم(ناخودآگاه) مبتنی بر الکتروانسفالوگرافی مشتریان بانک تجارت | ||
| مدیریت بازرگانی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 02 آذر 1404 | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jibm.2025.397916.5006 | ||
| نویسندگان | ||
| محمدامین ترابی1؛ منوچهر انصاری* 2؛ متینه مقدم3؛ سیدمحمدصادق میلانی حسینی1 | ||
| 1دکتری مدیریت بازرگانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران و گروه مدیریت بازرگانی، موسسه آموزش عالی نبی اکرم(ص)، تبریز، ایران | ||
| 2دانشیار، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 3استادیار گروه مدیریت بازرگانی، موسسه آموزش عالی ابرار، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف: هدف اصلی این پژوهش، تحلیل عمیق اثرگذاری پیامهای تبلیغاتی بانکی بر ذهن و ناخودآگاه مشتریان، با استفاده از فناوریهای نوین علوم اعصاب شناختی (EEG-ERP) و روشهای تلفیقی کیفی-کمی است. با توجه به تحولات گسترده در عرصه بازاریابی خدمات مالی و اهمیت فزاینده شناخت فرآیندهای ناخودآگاه در رفتار خرید، پژوهش حاضر میکوشد تا فراتر از ابزارهای سنتی بازاریابی، سازوکارهای مغزی و عاطفی اثرگذار بر تصمیمات مشتریان بانک را شناسایی و مدل مفهومی نوینی برای بازاریابی مبتنی بر دادههای عصبی ارائه کند. این مطالعه با تأکید ویژه بر تبلیغات بانکی و رفتار مشتریان ایرانی، به دنبال کشف لحظات کلیدی اثرگذاری، واکنشهای عصبی لحظهای و محرکهای احساسی و شناختی است که میتواند باعث ارتقاء وفاداری، افزایش اعتماد و تسریع در تصمیمگیری خرید در خدمات مالی شود. روش: روش تحقیق این پژوهش، رویکرد آمیخته (ترکیبی از روشهای کمی و کیفی) است که طی دو فاز مجزا اما مکمل به اجرا درآمد. در فاز کیفی، گروهی از خبرگان میانرشتهای متشکل از روانشناسان، نوروساینتیستها، گرافیستهای تبلیغاتی، متخصصان بازاریابی و تجربه کاربری، به تحلیل عمیق محتوای ویدئوهای تبلیغاتی بانک تجارت پرداختند و با بهرهگیری از تکنیکهای کدگذاری چندمرحلهای، مؤلفهها و مضامین اثرگذار بر ذهن و ناخودآگاه مخاطبان را استخراج کردند. در فاز کمی، با انتخاب نمونهای هدفمند از مشتریان VIP بانک تجارت، آزمایشهای EEG-ERP در محیطی کنترلشده اجرا شد و دادههای مغزی شرکتکنندگان هنگام تماشای تبلیغات ثبت گردید. پس از پیشپردازش دادهها، شاخصهای کلیدی مغزی مانند P300، N400، تتا، دلتا، آلفا و تغییر ولتاژ تحلیل شد و برای ارزیابی معناداری تفاوت واکنشها، از آزمونهای آماری t مستقل و تحلیل واریانس استفاده شد. نهایتاً، با تلفیق یافتههای کیفی و کمی، بازههای زمانی پرتأثیر و مضامین محتوایی متناظر استخراج گردید و مدل مفهومی بازاریابی ناخودآگاه ارائه شد. یافتهها:تحلیل دادههای عصبی و محتوایی نشان داد که واکنش ذهنی و رفتاری مشتریان بانکی به پیامهای تبلیغاتی، فرآیندی خطی و ساده نیست؛ بلکه تحت تأثیر شبکهای پیچیده از نشانههای بصری، محرکهای احساسی، خاطرات جمعی، هویت فرهنگی و روایتهای نوستالژیک قرار دارد. یافتهها حاکی از آن است که در نخستین ثانیههای تبلیغ، تحریک حس اعتماد، القای کنجکاوی و تثبیت هویت برند، نقش تعیینکنندهای در جلب توجه و آمادهسازی ذهن مخاطب برای پذیرش پیام دارد. تحلیل EEG-ERP نشان داد سیگنالهایی مانند P300، تتا و دلتا در این بازهها به شکل معناداری فعال میشوند و نشانههای ناخودآگاه مثبت ایجاد میکنند. در ادامه، تأکید بر سادگی فرآیندها، نمایش رضایت مشتریان قبلی و ارائه پاداش و امتیازات وفاداری، موجب افزایش مشارکت و تعلق خاطر مشتریان میشود. یافتهها نشان داد هر جا فرآیندهای بانکی ساده و شفاف معرفی شد یا داستانهای واقعی مشتریان موفق نمایش داده شد، واکنشهای عصبی مثبت به طور قابل توجهی تقویت گردید. همچنین، پیامهای پایانی با تأکید بر امید، موفقیت و آیندهنگری، بیشترین نقش را در حک شدن برند در حافظه بلندمدت مخاطبان ایفا کردند. در مقابل، پیامهای هشداردهنده یا اضطراری بدون پشتوانه اطمینانبخش، باعث ایجاد مقاومت ناخودآگاه و حتی کاهش اعتماد به برند شدند. تطبیق یافتهها با جدیدترین پژوهشهای جهانی (2025) نظیر Baker et al., Grönroos et al., Lim et al., Rust و Chaffey & Ellis-Chadwick نشان داد که روند جهانی بازاریابی خدمات مالی، بهویژه در بانکداری دیجیتال، بهطور فزایندهای به دادههای مغزی و واکنشهای ناخودآگاه مشتریان وابسته شده است. نتیجهگیری:پژوهش حاضر اثبات کرد که موفقیت تبلیغات بانکی در عصر دیجیتال و رقابتی، وابسته به طراحی چندلایه و هوشمندانه پیامها براساس سازوکارهای ناخودآگاه، اعتمادسازی سریع، روایتهای مثبت، نمایش تجربه موفق مشتریان و ایجاد پایانبندی امیدبخش و الهامبخش است. ابزار EEG-ERP نه تنها سنجش عینی اثربخشی تبلیغات را ممکن میسازد، بلکه زمینهساز خلق استراتژیهای بازاریابی شخصیسازیشده، افزایش وفاداری مشتریان و ارتقاء ارزش طول عمر آنهاست. این پژوهش همچنین هشدار داد که استفاده افراطی از پیامهای اضطراری یا هشداردهنده بدون تبیین مزایا و راهکارهای واقعی، میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به اعتماد و وفاداری مشتری وارد کند. بر این اساس، بانکها و سازمانهای مالی باید با بهرهگیری از یافتههای علوم اعصاب شناختی و فناوریهای نوین، تیمهای بازاریابی، دادهکاوی و نوروساینس را به صورت همافزا سازماندهی کرده و مسیر خلق تجربههای منحصر بهفرد و اثرگذار برای مشتریان را هموار نمایند. مدل ارائهشده در این تحقیق، راهگشای تحول آیندهنگر بازاریابی خدمات بانکی و نمونهای پیشرو در تلفیق دانش بازاریابی، علوم اعصاب و فناوریهای دیجیتال خواهد بود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| رفتار ناخودآگاه مشتری؛ بازاریابی حس ششم؛ الکتروانسفالوگرافی؛ پتانسیل مرتبط با رویداد مشتری | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 421 |
||