| تعداد نشریات | 127 |
| تعداد شمارهها | 7,150 |
| تعداد مقالات | 76,903 |
| تعداد مشاهده مقاله | 154,949,221 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 116,925,793 |
مطالعه پدیدارشناسی شناسایی نقش تخفیف در ایجاد ناهماهنگی شناختی در مشتریان صنعت مد و پوشاک | ||
| مدیریت بازرگانی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 25 آبان 1404 | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jibm.2025.399420.5026 | ||
| نویسندگان | ||
| رضا عاملی1؛ محسن نظری* 2؛ رضا شافعی3 | ||
| 1گروه بازاریابی و توسعه بازار، دانشکده مدیریت کسب و کار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، پردیس کیش، ایران | ||
| 2گروه بازاریابی و توسعه بازار، دانشکده مدیریت کسب و کار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 3گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده: هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش تخفیفهای فروش در ایجاد ناهماهنگی شناختی در میان مشتریان صنعت مد و پوشاک انجام شده است. با توجه به گسترش رقابت در بازار پوشاک و استفاده رایج از تخفیف بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی و ترغیبی، بررسی تأثیرات روانشناختی این رویکرد بر تصمیمگیری مشتریان ضرورت دارد. ناهماهنگی شناختی، بهعنوان نوعی تعارض ذهنی پس از تصمیم خرید، میتواند موجب بروز احساسات منفی، کاهش وفاداری و حتی بازگشت محصول گردد. در این راستا، پژوهش حاضر تلاش دارد ابعاد مختلف این ناهماهنگی را در بستر تخفیفهای فروش مورد شناسایی قرار دهد. روش: این مطالعه با بهرهگیری از روش تحقیق کیفی و با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. هدف از انتخاب این رویکرد، تمرکز بر تجربه زیسته مصرفکنندگان و واکاوی عمیق ادراکات، احساسات و ذهنیت آنها در مواجهه با پدیده تخفیف در خرید پوشاک بوده است. پدیدارشناسی به پژوهشگر این امکان را میدهد که از سطح ظاهری رفتارها عبور کرده و به لایههای زیرین تجربه انسانی، بهویژه تعارضهای درونی و ناهماهنگیهای ذهنی، دست یابد. در این راستا، ۱۵ نفر از مشتریانی که پیشتر تجربه خرید پوشاک همراه با تخفیف را داشتهاند، به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند تا اطمینان حاصل شود که مشارکتکنندگان دارای تجربه غنی و مرتبط با موضوع پژوهش هستند. برای گردآوری دادهها، از مصاحبههای نیمهساختاریافته استفاده شد که امکان طرح سؤالات باز و انعطافپذیر را فراهم میکرد و به مشارکتکنندگان اجازه میداد تا بهطور آزادانه درباره تجربیات، احساسات و تردیدهای خود صحبت کنند. مصاحبهها ضبط، پیادهسازی و سپس در سه مرحله کدگذاری شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. این فرآیند به شناسایی مضامین کلیدی، الگوهای تکرارشونده و استخراج مؤلفههای اصلی مربوط به ناهماهنگی شناختی ناشی از تخفیف انجامید و بستری برای تحلیل عمیقتر روابط میان آنها فراهم ساخت. یافتهها: نتایج تحلیل دادهها نشان داد که تجربه خرید همراه با تخفیف میتواند زمینهساز شکلگیری نوعی ناهماهنگی ذهنی در مشتریان شود. در وهله نخست، تفاوت میان انتظارات اولیه مشتری از کیفیت محصول و واقعیت دریافتی پس از خرید، عامل مهمی در شکلگیری تردید و بیاعتمادی به برند تلقی میشود. همچنین، مشتریان پس از خرید درگیر فرآیند ارزشگذاری مجدد شده و احساساتی مانند گناه، پشیمانی و ترس از انتخاب اشتباه را تجربه میکنند؛ این امر گاه به تضعیف تصویر ذهنی برند و در مواردی به نارضایتی و بازگشت کالا میانجامد. از سوی دیگر، خرید تحت فشار تخفیف، با ایجاد اضطراب، فرصت محدود برای تصمیمگیری، و احتمال خریدهای ناخواسته همراه است که خود به تشدید سردرگمی و نارضایتی دامن میزند. در نهایت، ضعف در مدیریت نظام تخفیف، از جمله عدم شفافیت در اعلام تخفیفها، استفاده از انواع نامناسب یا غیرمنصفانه آن، و ایجاد وابستگی مشتری به تخفیف، نقش مهمی در تعمیق این ناهماهنگی دارد. نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، تخفیفها با وجود جذابیت اولیه، ممکن است پیامدهای روانی منفی برای مشتریان به همراه داشته باشند و بهجای تقویت وفاداری، منجر به تردید و نارضایتی شوند. بنابراین، پیشنهاد میشود مدیران صنعت مد و پوشاک در طراحی استراتژیهای تخفیفی، به عواملی چون شفافیت در ارائه تخفیف، رعایت عدالت در برخورد با مشتریان وفادار، حفظ کیفیت ادراکشده، پرهیز از فشار زمانی و القای اجبار توجه نمایند تا از بروز ناهماهنگی شناختی و تأثیرات منفی آن بر تجربه مشتری جلوگیری شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تخفیف؛ ناهماهنگی شناختی؛ تجربه مشتری؛ صنعت مد و پوشاک؛ پدیدارشناسی | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 933 |
||