مولائی, آیت, علوی, سید محمد تقی, ملکوتی هشجین, سید حسین, احمدی, مسعود. (1404). ارائة طرحی برای تقنین و تفسیر ضابطهمند بر مبنای نظریة حقوقی ناب کلسن. , 55(4), 2459-2482. doi: 10.22059/jplsq.2025.374298.3503
آیت مولائی; سید محمد تقی علوی; سید حسین ملکوتی هشجین; مسعود احمدی. "ارائة طرحی برای تقنین و تفسیر ضابطهمند بر مبنای نظریة حقوقی ناب کلسن". , 55, 4, 1404, 2459-2482. doi: 10.22059/jplsq.2025.374298.3503
مولائی, آیت, علوی, سید محمد تقی, ملکوتی هشجین, سید حسین, احمدی, مسعود. (1404). 'ارائة طرحی برای تقنین و تفسیر ضابطهمند بر مبنای نظریة حقوقی ناب کلسن', , 55(4), pp. 2459-2482. doi: 10.22059/jplsq.2025.374298.3503
مولائی, آیت, علوی, سید محمد تقی, ملکوتی هشجین, سید حسین, احمدی, مسعود. ارائة طرحی برای تقنین و تفسیر ضابطهمند بر مبنای نظریة حقوقی ناب کلسن. , 1404; 55(4): 2459-2482. doi: 10.22059/jplsq.2025.374298.3503
ارائة طرحی برای تقنین و تفسیر ضابطهمند بر مبنای نظریة حقوقی ناب کلسن
1دانشیار، گروه حقوق، دانشکدة حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2استاد، گروه حقوق، دانشکدة حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3دانشجوی دکتری، گروه حقوق، دانشکدة حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
چکیده
نظریة حقوقی ناب کلسن را کاملترین بیان فلسفة حقوقی پوزیتیویستی دانستهاند. کلسن این نظریه را ناب میداند، چراکه با ارائة ساختار سلسلهمراتبی حقوقی تمامی عناصر غیرحقوقی را از آن حذف میکند، ولی عدم امکان پوشش هنجار بنیادین و مفروض دانستن اعتبار آن، این نظریه را با نقدهایی مواجه میسازد. بخشی از نقدهای وارد بر نظریة حقوقی ناب کلسن ناشی از بیتوجهی به هدف این نظریه (شناخت نظامهای حقوقی) است. با لحاظ کردن هدف نظریه، مفروض دانستن اعتبار هنجار بنیادین توجیهپذیر است. در این تحقیق که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، پیشنهاد شده است ادعای ناب بودن این نظریه تقلیل یابد و عنوانی مناسب با ساختار سلسلهمراتبی جایگزین شود؛ افزون بر این پس از بررسی ابعاد مختلف نظریه، طرحی برای قانونگذاری و تفسیر قوانین بر اساس نظریة حقوقی ناب کلسن ارائه شده که بر اساس آن اولاً قانونگذاری باید از یک ساختار زنجیرهای و سلسلهمراتبی پیروی کند تا به یکی از اصول قانون اساسی یا هنجار بنیادین برسد؛ ثانیاً برای رهایی از بنبستهای احتمالی که بهدلیل بستن راه ورود عناصر غیرحقوقی در تقنین ممکن است ایجاد شود؛ ایدة لزوم وجود قانون اساسی نرم ارائه شده و در نهایت الزامات تفسیر قانون و ایجاد رویة قضایی تشریح شده است.
الهیاری، فریدون؛ بیژنی، طاهره (1389). رویکردی تحلیلی تاریخی بر زمینههای ظهور و هژمونی فاشیسم ایتالیا بعد از جنگ جهانی اول.فصلنامۀ علمی پژوهشی تاریخ، 3(18)، 7- 26.
امامی، علیرضا؛ طاهری، محسن؛ آقایی بجستانی، مریم (1401). صیانت از حقوق و آزادیهای صنفی در رویة قضایی ایران و آمریکا.ماهنامة علمی جامعهشناسی سیاسی ایران، 5(11)، 4700-4722. doi: https://doi.org/10.30510/psi.2022.294237.1972
بادینی، حسین (1385). آیا حقوق دانش مستقلی است. مجلة دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، 74(0)، 1-45.
بحرانی، مرتضی (1392). رشته، میانرشته و تقسیمبندی علوم. فصلنامة مطالعات میانرشتهای در علوم انسانی، 5(2)، 37-59.
ویژه، محمدرضا (1392). تحلیلی بر دولت و نظم حقوقی.مطالعات حقوقی، 5(1)، 147-163. doi:10.22099/JLS.2013.1570
ج) اسناد الکترونیک
مبانی وضعی بودن قانون، نقد نظریة حقوقی ناب کلسن، دفتر مطالعات بنیادین حکومتی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، مشاهده در 29/07/1401: 080209 fa/report/show/ https://rc.majlis.ir/.
عربی
الف) کتب
حکیم، محمدتقی بن محمد سعید (1418ق). اصول العامه فی الفقه المقارن. چ دوم، قم: مجمع جهانی اهلبیت.
انگلیسی
A) Books
Heidemann, C. (1997). Die Norm als Tatsache: Zur Normentheorie Hans Kelsens. erste Auflage, Baden-Baden, Nomos Verlagsgesellschaft.
Templeman, L. (1997). Jurisprudence: the Philosophy ofLaw,London: Old Bailey.
B) Articles
Heidemann, C. (2013). Facets of ‘Ought’ in Kelsen's Pure Theory of Law. Jurisprudence, 4(2).246-262. DOI:10.5235/20403313.4.2.246.
Heidemann, C. (1999). Norms, Facts, and Judgments. A Reply to S. L., Paulson.Oxford Journal of Legal Studies, 19(2), 345-350.
Paulson, S. L. (1998). Four Phases in Hans Kelsen's Legal Theory?Reflections on a Perio.dization Review. Oxford Journal of Legal Studies, 18(1), 153-166.
Posner, R.A. (1987) .The Decline of lawas an Autonomous Discipline: 1962-1987, Harvard Law Review – Febrary 1987, 100(2), 761-780.
آلمانی
Moriya, K. (2003). Die Struktur der Frage: Wozu Rechtsgeschichte?“, Rechtsgeschichte (Legal History). Journal of the Max Planck Institute for European Legal History, 3(3).49-57. http://dx.doi.org/10.12946/rg03/049-057.